تخطي إلى المحتوى الرئيسي

زبدة التواريخ ( فارسى ) — صفحة 908

مساهمون:

ص٩٠٨
صانع قديم و مبدع حكيم والى به حق و متعالى مطلق مدبر خير و شر و مقدر نفع و ضرر - تعالى كبريائه و توالى آلائه - قدرت آن دارد و او را عز شانه جل سلطانه قوت آن هست كه در كم از لحظه‌ئى لطيف بىواسطهء اسباب و ذرايع انساب صد هزار عالم كون و فساد را در حيز ايجاد آرد و « اضعاف مضاعفة » « 1 » آنچه مشاهد و معاين است از انواع موجودات و اصناف مخلوقات آنچه در عهد آدم بود ، والى يومنا هذا از مشيمهء عدم به صحراى وجود آمده است و چيزى كه تا منقرض عالم خواهد شد در جزوى اجزاى ما يتجزى ( 1 ) لمحه‌يى بىوسايط موجبات و شوافع موثرات ابداع كند و بر وفق
« فَجَمَعْناهُمْ جَمْعاً
* » « 2 » تمامت را از دروازهء وجود درآرد و دفعة واحدة بر مائدهء بقا نشاند ، چه دكان ايجاد او لا مكان است و نهايت به حدود آن نمىرسد و كان ابداع او لا شى و غايت بدان مجال احاطت نمىيابد ، نه گاه انشاء مخلوقى به عدت آلتى محتاج شود و نه وقت ( 2 ) ايداء « 3 » موجودى به مظاهرت مشيرى و ظهيرى مفتقر « 4 » گردد . در هيچ حالى دست معينى به دامن صنعش دراز نمى [ تواند ] شد و به هيچ وقت پاى اتحاد شريكى بر پايهء حكمش نمىتواند رسيد
« فَسُبْحانَ الَّذِي بِيَدِهِ مَلَكُوتُ كُلِّ شَيْءٍ وَ إِلَيْهِ تُرْجَعُونَ * *
» « 5 » الا آنكه حكمت حضرت ربوبيت آن اقتضا كرد كه در هر كار ابتدا و انتهايى مضبوط باشد و طراوت صبغت « 6 » صنعت وحدانيت در آن نمود كه احداث ( 3 ) هر چيز به ابطا « 7 » و انشايى مقرون گردد و ماهيت امور از عالم غيب افتان و خيزان به مجمع ترابى آيد و از پردهء زيادت و نقصان به تدريج روى
هامش
( 1 ) . ت : متحزى ، م و ل : منجزى . ( 2 ) . ت : وقتى . ( 3 ) . ت : احداث كه . ( * ) قسمتى از آيه 99 ، سوره 18 . ( * * ) آيه 83 سوره 36 . ( 1 ) اضعاف : دوچندان ( المنجد ) . ( 2 ) و جمعشان كنيم جمع كامل . ( 3 ) ايداء : يارى دادن ( دهخدا ) . ( 4 ) مفتقر : محتاج ، نيازمند ( نفيسى ) . ( 5 ) - ص 899 . ( 6 ) صبغت : رنگ ( منتهى الارب ) . ( 7 ) ابطا : درنگ كردن ، درنگى شدن ، آهستگى كردن ، پس انداختن كارى را ، دير كردن ( دهخدا ) .