تخطي إلى المحتوى الرئيسي

زبدة التواريخ ( فارسى ) — صفحة 904

مساهمون:

ص٩٠٤
كدام واقعه از وفات خلف صدق و ولد صالح كه به اتفاق امم عمر باقى ( 1 ) و نتيجه زندگانى باشد ، دلسوزتر و جانگدازتر تواند بود و مصداق اين سخن و حجت اين دعوى نص ( 2 ) حديث نبوى است [ عليه السلام ] كه « الولد الصالح ريحان من رياحين الجنة . « 1 » » [ بيت ]
تا ديده ديد واقعه زين صعبتر نديد * دل كاين خبر شنيد كسش باخبر نديد
در اين مصيبت دردناك و تعزيت دلسوز جاى آن بود كه جهان سراسيمه پاى از حيز وجود بيرون نهادى فلك بىسروپاى از دوران بازايستادى . بيت
گر كوه سنگدل به مثل ديده داردى * بر تربت مبارك او خون بباردى بر روى خود زمين نم ديگر براندى ( 3 ) * در پشت خود فلك خم ديگر در آردى گرداندى امل كه بر آن شه فلك چه كرد * تخم اميد تا به قيامت نكاردى
به ذبول آن گل بستان اقبال و افول آن كوكب آسمان جلال نه چندان غم و الم ( 4 ) و اندوه به خاطر امراى عظام و خاص و عام و دور و نزديك و ترك و تازيك متطرق شد كه شرح وصف ( 5 ) آن توان داد ، سرشك خونين از صدف ديده روان گردانيدند و آه سوزناك از صميم سينه بركشيد . اكابر و اشراف سياه پوشيده دلها پر خون و چشمها جيحون ، جانها ( 6 ) خراب و سينه‌ها كباب گشته به مراسم تعزيه اقامت نمودند . حضرت سلطنت شعارى كه اكمل و اعقل ( 7 ) زمان است با آن‌كه الم اين
هامش
( 1 ) . م و ل : عمر ثانى . ( 2 ) . ت : ندارد . ( 3 ) . ت : بر روى زمين نم خود ديگر براندى . ( 4 ) . ت : الم و اسمع ( 5 ) . ت : ندارد . ( 6 ) . ت : جانهاى . ( 7 ) . ت : اعقل و اكمل . ( 1 ) فرزند نيك گلى است از گلهاى بهشت .
زبدة التواريخ ( فارسى ) — صفحة 904 | سيد كمال حاج سيد جوادى / عبدالله ابن لطف الله ( حافظ ابرو )