خوف و بيم خطر داشت ، ( 1 ) بر سلامتى ذات عديم المثال شكرها گفته صدقات به مستحقان رسانيدند و طويها خورانيدند . بعد از آن متوجهء ماوراء النهر گشته اميرزاده اعظم جوكى بهادر خلد ملكه ( 2 ) را همراه خود گردانيده در بيست و هفتم ذى الحجه مذكور از دار السلطنهء هرات كوچ فرموده به تعجيل تمام براندند چنان كه به مدت يك هفته به طالع سعد به دار السلطنهء سمرقند رسيدند . ( 3 )
هامش
( 1 ) . ت : خطر بود .
( 2 ) . ت : خلد ملكه ندارد .
( 3 ) . ت : به تعجيل براند چنان كه مدت يك هفته به سمرقند رسيد .