تتمهء احوال سال هشتصد و بيست و هشت
در مفتتح اين سال حضرت شاه و شاهزاده اعظم المخصوص بمواهب النعم - معز الحق و الدين - بايسنغر بهادر - خلد الله تعالى ملكه و سلطانه - كه در اواخر ذى الحجه سال مقدم به عزيمت شكار به جانب سيستان رفته بود ، به دار السلطنه معاودت نموده ( 1 ) در بيست و هفتم محرم الحرام سنهء ثمان و عشرين و ثمانمايه نزول فرمود و بقاياى زمستان در دار السلطنه گذرانيدند . چون طليعه بهار پيدا شد و نسيم هوا روى به اعتدال آورد ، حضرت اعلاى سلطنت شعارى - خلد اللّه تعالى ملكه و سلطانه - در اوايل ربيع الاخر سنة المذكور به جانب سرخس روان شد و حضرت مخدوم و مخدومزاده عالميان به جانب طوس و مشهد ، هم در ثانى ربيع الاخر از طرفين جانور پرانيدند ( 2 ) و شكارها كردند . بعد از آن به دار السلطنه مراجعت نمودند .
حضرت سلطنت شعارى - خلد الله تعالى ملكه و سلطانه - در اواخر جمادى الثانى امير يوسف خواجه بن امير شيخ على بهادر را با لشكرى به جانب رى روانه فرمود .
و از وقايع اين سال امير موسى ركمال در هشتم شعبان وفات يافت . حضرت سلطنت شعارى - خلد اللّه تعالى ملكه و سلطانه - فرزندان و متعلقان او را طلب فرموده مجددا به تربيت و نوازش مخصوص گردانيده فرمود ( 3 )
« فَالْحُكْمُ لِلَّهِ الْعَلِيِّ الْكَبِيرِ
* ، « 1 »
إِنَّا لِلَّهِ وَ إِنَّا إِلَيْهِ راجِعُونَ
* *
« 2 »
»
و امير و اميرزاده اعظم - مالك رقاب الامم مولى ملوك الترك ( 4 ) و العجم مغيث الحق و الدين - الغ بيك گوركان - خلد اللّه تعالى ملكه - چون از يورش مغولستان و فتح آن ديار معاودت فرموده [ به ممالك ماوراء النهر و تختگاه خود نزول فرمود . بعد از چند روز عزيمت دار السلطنه هرات فرموده ] در پانزدهم ذى الحجه سنة المذكور به شرف ملازمت پدر بزرگوار رسيد ، به ديدار يكديگر شادمانيها نمودند و چون سفرى كه حضرت مخدومزاده ( 5 ) - خلد ملكه - رفته بودند ، محل
هامش
( 1 ) . ت : فرموده .
( 2 ) . ت : جانوران پرانيدن ، ل ، جانور پرانيدن .
( 3 ) . ت : گردانيد و فرمود .
( 4 ) . ت : ندارد .
( 5 ) . ت : اميرزاده .
( * ) قسمتى از آيه 12 سوره 40 .
( * * ) قسمتى از آيه 156 سوره 2 .
( 1 ) - ص 559 .
( 2 ) - ص 675 .