ذكر وقايع و حوادث سنه تسع و عشرين و ثمانمايه و سرما و برفى كه در آن بهار آمد . ( 1 )
حضرت سلطنت شعارى - خلد الله تعالى ملكه و سلطانه - در زمستان اين سال هم در دار السلطنه هرات - صانها اللّه تعالى عن الافات و البليات - قشلاق فرمود .
چون لشكر سرما روى به هزيمت آورد و سلطان بهار استيلا يافت :
شعر
به وقت آنك به برج شرف رسد خورشيد * به گاه آنكه به صحرا كشد صبا لشكر
دهان لاله كند ابر معدن لؤلؤ * كنار سبزه كند باد مسكن عنبر ( 2 )
رايات همايون در دوم ربيع الاخر سنه تسع و عشرين و ثمانمايه از دار السلطنه [ هرات ] بر صوب سرخس بر عزيمت جانور پرانيدن حركت فرمود . در راه برف و سرماى عظيم شد . روز چهارم ( 3 ) به سرخس رسيدند . چند روز در آن نواحى جانور پرانيد و شكار كردند ، بعد از آن به ييلاق بادغيس درآمدند و حضرت مخدوم و مخدومزاده جهان و جهانيان ( 4 ) - معز الحق و الدين - بايسنغر بهادر [ خان ] - خلد اللّه ملكه و سلطانه - در سيم محرم الحرام سنه تسع و عشرين و ثمانمايه كه هنوز فصل خريف بود ، به عزيمت شكار به جانب سيستان روانه شد . بعد از آنكه آن صحارى را از شكارى خالى گردانيد ، عزيمت معاودت به دار السلطنه فرمود . زمستان در باغ سفيد به عيش و عشرت گذرانيد ، چون فصل بهار نزديك رسيد ، نسيم هوا به اعتدال گرائيد :
شعر
پر از غلغل رعد شد كوهسار * زمين شد پر از رنگ و بوى نگار
هامش
( 1 ) . عنوان ت : ذكر حوادث و وقايع سنه تسع و عشرين و ثمانمايه .
( 2 ) . م : عنبر مسكن .
( 3 ) . ت : چهاردهم .
( 4 ) . ت : « عالم و عالميان » .