عزيمت جانب طوس و مشهد فرموده هوا و زمين آن ديار به گرد مواكب و نعل مراكب ( 1 ) مكلل و مهلل گردانيد . بعد از چند روز كه در مرغزار رادكان و نواحى آن به عيش و عشرت گذرانيدند ، عزيمت معاودت به دار السلطنه فرموده در عاشر جمادى الثانى به دار السلطنهء هرات فرود آمد ( 2 ) و بعد از آن ده دوازده روز عزيمت اردوى اعلا فرموده به ييلاق رفت .
اميرزاده اعظم جوكى بهادر - خلد الله تعالى ملكه - كه مصاحب امير و اميرزاده اعظم و اعلم ( 3 ) - مغيث الحق و الدين - الغ بيك گوركان - خلد الله مملكته و سلطنته - ( 4 ) به سمرقند رفته بود ، مراجعت نموده در آخر جمادى الاول سنة المذكور ( 5 ) به دار السلطنه هرات رسيد و حضرت مخدومزاده جهان و جهانيان ( 6 ) بايسنغر بهادر [ خان ] - خلد اللّه [ تعالى ] ملكه - در غرهء رجب المرجب به دار السلطنه معاودت فرمود .
بعد از آن حضرت سلطنت شعارى خلد اللّه تعالى ملكه و سلطانه رسيده به باغ زاغان نزول فرمود .
و از جمله وقايع و نوايبى كه در اين سال واقع گشت ، وفات امير مرحوم مغفور مبرور ( 7 ) امير شاه ملك بهادر كه اميرى بزرگ با راى و تدبير بود و در زمان حضرت صاحبقرانى - انار اللّه برهانه - خدمت بسيار كرده [ بود ] و موچه و منصبى به غايت ( 8 ) عالى يافته در مجموع ممالك محروسه عمارات عالى از بقاع خير مدار ( 9 ) از ( 10 ) مدارس و خوانق و اربطه و حياض ساخته ( 11 ) و ديهها و مستغلات مرغوب بر آن وقف فرموده ، به تخصيص [ در ] مشهد مقدس سلطان خراسان كه حالا مرقد و مدفنش آنجاست . به وقتى كه حضرت سلطنت شعارى - خلد الله [ تعالى ] ملكه و سلطانه - به جانب سرخس رفته بود ، خبر واقعه او رسانيدند و بندگى حضرت سلطنت [ شعارى ] به حال او اهتمام تمام و حكومت خوارزم و آن نواحى كه از ثغور اسلام مملكتى وسيع است ، به دو بازگذاشته و او در آن ممالك معاش به قاعده كرده و ضبط و سياست تمام مالا كلام ( 12 ) نموده كسانى را كه ملاصق و ملاحق او بودند به تحت
هامش
( 1 ) . ت : « و نعل مراكب » ندارد .
( 2 ) . ت : از « در عاشر جمادى . . . » تا اينجا ندارد .
( 3 ) . ت : ندارد .
( 4 ) . ت : خلد الله ملكه .
( 5 ) . ت : « سنة المذكور » ندارد .
( 6 ) . ت : حضرت شهزاده جهانيان .
( 7 ) . ت : ندارد .
( 8 ) . ت : « و منصبى به غايت » ندارد .
( 9 ) . ت : ندارد .
( 10 ) . ت : چون .
( 11 ) . ت : ندارد .
( 12 ) . ت : « مالا كلام » ندارد .