بودند و حضرت امير صاحب قران - انار اللّه برهانه - در آن وقت كه لشكر به مغولستان برده بود ، بدانجا رسيد و خواست كه آن سنگ را به ماوراء النهر نقل كند ، امير جهانشاه را با چند هزار مرد آنجا گذاشت ( 1 ) كه آن سنگ را به سمرقند رسانند . ايشان از نقل آن عاجز شدند و حضرت صاحبقرانى چون دور تر رفته بود ، بر آن تاسف مىنمود كه چرا آن سنگ را نياوردند . حضرت اميرزاده اعظم الغ بيك گوركان در باب نقل آن سنگ اهتمام بسيار فرمود و گردونهها ترتيب كرد و دو هزار مرد جلد بر آن بازداشت تا آن سنگ را به دار السلطنه سمرقند رسانيدند .
چون خاطر ( 2 ) خطير از مناظم امور و مهمات آن طرف فارغ گردانيد ، در ضمان اقبال و دولت و ظلال تأييد و نصرت عنان مبارك بر معاودت به جانب دار السلطنه ( 3 ) سمرقند معطوف گردانيد و نوكران به بشارت رسانيدن ركاب همايون با وصول مرادات و حصول سعادات :
شعر
فتوح سوى يمين و سعود سوى يسار * سپهر زير ركاب و زمانه زير عنان
به درگاه همايون حضرت اعلاى سلطنت شعارى - خلد الله تعالى ملكه و سلطانه و اوضح على العالمين بره و احسانه - نامزد فرموده در اوايل شعبان سنة المذكور به دار السلطنهء هرات - صانها اللّه [ تعالى ] عن آلافات و البليات - رسيده ، به يافت اين بشارت حظ ارتياح و استبشار زيادت گشت و امداد سرور و ابتهاج و مواد فرح و اهتزاز ( 4 ) درهم پيوست . راه خلجان توهمى كه به سبب آن سفر بعيد در خاطرها بود ، مسدود گشت و ملابس كامرانى و شادكامى مجدد و مزين شد . ( 5 )
هامش
- است و لغتى است تركى ممكن است « سنگ قساس » باشد كه سنگ آهن است - محمد آبادى - ظرائف و طرائف ص 509 ، بار تولد دراينباره نيز مطالبى دارد - الغ بيك و زمان وى ص 165 .
( 1 ) . ت : گذاشت آنجا .
( 2 ) . ل : خواطر .
( 3 ) . ت : ندارد .
( 4 ) . ت : استرار ( ؟ ) .
( 5 ) . ت : كامرانى مجدد شد .