و صوب صواب بر وى پوشيده ماند و چهره تصور فاسد و خيال باطل از حجاب شبهت بيرون آمد . رخسار اميد تيره و چشم امل خيره گشته تشويش و تفرقه به شمل ملتيم و عقد منتظم او راه يافت . در ميدان ضعف و بيچارگى گوى ندامت باختن گرفت ( 1 ) و از سر نخوت و راه استبداد برخاست و از ذروهء جبارى به حضيض بىاختيارى رسيد ، چون تاب حمله [ ميدان ] بهادران جنگ و قوت مقاومت عساكر منصوره نداشتند ، فرار بر قرار اختيار كرده هزيمت را غنيمت دانستند و به تعجيل روى به گريز آورد .
شعر
در شتاب از پوست بيرون مىجهد مانند مار * در هزيمت هركه را سهم تو باشد در قفا
به حول يزدانى و تاييد ربانى ماه علم اقبال شاه و شهريار جهان ارتفاع يافت و از پردهء غيب لطيفهء
« وَ مَا النَّصْرُ إِلَّا مِنْ عِنْدِ اللَّهِ الْعَزِيزِ الْحَكِيمِ
* « 1 » » پيدا آمد . معنى آيت
« نَصْرٌ مِنَ اللَّهِ وَ فَتْحٌ قَرِيبٌ
* *
« 2 »
»
ظاهر شد . به اقبال روزافزون خداوند عالم - مد اللّه ظلال جلاله على مشارق الارض و مغاربها « 3 » - هماى ظفر و فيروزى ( 2 ) سايه بر بندگان دولت افكند و آفتاب سعادت و بهروزى از جبين انصار حق كه
« إِنَّهُمْ لَهُمُ الْمَنْصُورُونَ
* * *
« 4 »
»
روى نموده نصر عزيز و فتح مبين طراز رايات و كتابهء اعلام همايون شد . آرى : ( 3 )
هامش
( 1 ) . م و ل : گرفتند .
( 2 ) . ت : پيروزى .
( 3 ) . ت : ندارد .
( * ) قسمتى از آيه 126 سوره 3 .
( * * ) قسمتى از آيه 13 سوره 61 .
( * * * ) قسمتى از آيه 172 سوره 37 .
( 1 ) كه فيروزى جز از نزد خداى عزيز و فرزانه نيست .
( 2 ) - ص 545 .
( 3 ) ادامه دهد خداى سايه جلالش را بر مشرقها و مغربهاى زمين .
( 4 ) - ص 726 .