جمادى الاخر سنه ست و عشرين و ثمانمايه در باغ دولت شجرى بارور و درختى سايهگستر پديد آمد :
طلوع كرد به تاييد حق ز برج جلال * بر آسمان نهم اخترى مبارك فال
برآمد از افق ملك آفتابى كو * هميشه ايمن خواهد بد از كسوف و زوال
اعنى واهب بىضنت ظهور نور هلال اقبال سلالهء خاندان شاهى و خلاصهء دودمان شاهنشاهى اميرزاده على بن اميرزاده اعظم جوكى محمد ( 1 ) بهادر - طول اللّه عمره و خلد ملكه - كه خازن قدرت ربانى و دست تقدير يزدانى در صدف رحم مطهر مصون فرموده بود ، به طالع سعد به وجود آمد ؛
[ بيت ]
گشت تابنده ز گردون سعادت قمرى * گشت رخشنده ز درياى معالى گهرى ( 2 )
امير و اميرزاده را خلد ملكه را ماده استظهار از ظهور آن فرزند ارجمندروى در ازدياد نهاد ، نهال ( 3 ) [ رياض ] دولت از جويبار توفيق سرسبز ديد و چمن مراد از باران اقبال شاداب يافت ، اسباب طوى و عشرت ساخته و آماده گردانيده مجلس انس و خرمى بسان بهشت برين آرايش و جمال داد . خاص و عام ، شيخ و شاب چند روز در آن سور مبارك قدم بر بساط نشاط نهادند و از عاطفت و انعام خسروى بهرهور گشت . حق سبحانه و تعالى آن در صدف مهترى و گوهركان سرورى ( 4 ) را در كنار مادر گيهان و دامن دايه دوران ( 5 ) به نبات « انبته الله نباتا حسنا « 1 » » پرورده و برآورده گرداناد و در مدارج عليا و مراتب قصوى به منتهاى همت آباء برساند - به حق النبى و آله الاطهار - ( 6 ) .
[ شعر ]
بخت نيكش به منتهاى اميد * برساناد و چشم بد مرساد
هامش
( 1 ) . ت : ندارد .
( 2 ) . ت : گوهرى .
( 3 ) . ت : ندارد .
( 4 ) . م و ل : كان گوهر سرورى .
( 5 ) . دايه دامن دوران .
( 6 ) . ت : « به حق النبى و آله الاطهار » ندارد ، ل : به حق النبى و آله الامجاد .
( 1 ) - ص 669 / سطر 7 .