ذكر وفات اميرزاده بودانجر بن اميرزاده پير محمد بن اميرزاده اعظم جهانگير بهادر - طاب الله ثراهم ( 1 ) -
در اين سال هشتصد ( 2 ) و بيست و شش در بيست و هفتم شعبان اميرزاده بودانجر بن اميرزاده ( 3 ) پير محمد - طاب ثراهما - از اين مرحله فانى به دار بقا انتقال نمود [ و ] متعلقان و نوكران او آنچه وظيفه تعزيت باشد ، از ضرب خدود « 1 » و شق « 2 » جيوب « 3 » به اقامت رسانيدند . حضرت سلطنت شعارى - خلد اللّه تعالى ملكه و سلطانه - كه وارث اعمار باد ، ايشان را طلب كرده فرمود كه ارباب اللباب « 4 » در امثال اين وقايع جز تسليم و رضا تدبيرى ندانستهاند و به صبر و ترك جزع متمسك شده تا شرف معيت پروردگار ايشان را كرامت گشته كه
إِنَّ اللَّهَ مَعَ الصَّابِرِينَ
« 5 » *
شعر
با قضاى ازل و حكم قدر چه توان كرد * در چنين واقعه جز صبر دگرچه توان كرد
« لا راد لقضائه و لا معقب لحكمه « 6 »
* * » و على كل حال ، اى يار حقشناس وفادار : ( 4 )
شعر
رضا به حكم قضاگر دهيم و گر ندهيم * از اين كمند نشايد به شيرمردى جست
هامش
( 1 ) . ت : پير محمد بن جهانگير طاب ثراهم .
( 2 ) . ت : هفتصد .
( 3 ) . ت : « اميرزاده » ندارد .
( 4 ) . ت : « اى يار حقشناس وفادار » ندارد .
( * ) قسمتى از آيه 153 سوره 2 .
( * * ) برگرفته از آيه مباركه« وَ اللَّهُ يَحْكُمُ لا مُعَقِّبَ لِحُكْمِهِ وَ هُوَ سَرِيعُ الْحِسابِ »آيه 41 سوره 13 .
( 1 ) خدود : ج خدّ ، رخسارهها .
( 2 ) شق : شكافتن ، دريدن ( غياث ) .
( 3 ) جيوب : ج جيب ، گريبان ( منتهى الارب ) .
( 4 ) ارباب اللباب : لب : عقل ، خرد ، ( المنجد ) . ارباب اللباب : صاحب خردان .
( 5 ) كه خدا با صابران است .
( 6 ) هيچكس نيست كه قضاى خدا را برگرداند يا حكم او را به تاخير افكند .