محقق است كه هركه از كتم عدم قدم در حيز وجود نهاد به داغ داهيهء موت موسوم شد و هركه در ولايت خلقت خلعت و قباى ( 1 ) بقا پوشيده ، عاقبت در معرض فنا افتاد . و بر عرصهئى كه عرضه فناست ، چه اعتماد ؟ بر مملكتى كه قابل مهلكت است كدام استظهار ؟ پس در اين عالم در آن بايد كوشيد كه ذكر خير و نام نيك باقى ماند .
همان به كه نيكى بود يادگار * كه ما برگذاريم و او پايدار
حق سبحانه و تعالى همه را توفيق خير و عمل صالح ارزانى داراد - به حق الحق و اهله و الصلاة على محمد و آله ( 2 ) -
تتمه حالات شهور سنه ( 3 ) ست و عشرين و ثمانمايه
در اين سال در بيست و يكم رمضان المبارك مولد همايون اميرزاده جوانبخت [ خليل ] محمد ( 4 ) سلطان بن امير اعظم محمد جهانگير بن اميرزاده جهانيان ( 5 ) محمد سلطان بود ، حضرت سلطنت شعارى را از مكان آن قرة العين روشنائى ديده اميد افزود ، پدر را به ورود او سرافرازى و جد را به وجود او شادكامى هرچه تمامتر پيدا شد . ( 6 )
[ بيت ]
به فرزانه فرزند شد سربلند * كه فرخ بود گوهر ارجمند
اسباب عيش و بساط نشاط بگستردند و طويهاى به عظمت كردند . مجموع شاهزادگان و امرا و اركان دولت و اكابر حضرت خاص و عام به عاطفت و انعام بهرهور گشتند . بعد از گذشتن رمضان و وظايف عيد صيام حضرت سلطنت شعارى ميل سوارى فرموده در روز شنبه پنجم شوال عزيمت شكار فرمود و در يازدهم ( 7 ) به دار السلطنه [ هرات ] فرود آمد و زمستان هم در ( 8 ) دار السلطنه [ هرات ] قشلاق فرمود و
هامش
( 1 ) . ت : « و قباى » ندارد .
( 2 ) . ت : ارزانى دارد به حق محمد و آله الامجاد .
( 3 ) . ت : تتمه قضاياى سنه . . .
( 4 ) و ( 5 ) . ت : ندارد .
( 6 ) . ت : روى نمود .
( 7 ) . ت : پانزدهم .
( 8 ) . ت : به .