ذكر حوادث و وقايع شهور سنهست و عشرين و ثمانمايه . « 1 » ذكر حركت رايات همايون به [ جانب ] سرخس و مخدومزاده جهان ( 1 ) و جهانيان [ به طرف طوس ] ، به مشهد مقدسهء رضوى عليه السلام ( 2 )
چون فصل زمستان به آخر كشيد ( 3 ) و مژده بهار به دلها رسيد ، خاك زمين از تف جمرات آتشين ( 4 ) دلگرم و خوشمزاج شد ، مركبات طبايع او نشو و نما در اهتراز آمدند و مرغان در مرغزارها به آواز رايات همايون حضرت سلطنت شعارى - خلد الله تعالى ملكه و سلطانه - در اوايل حوت از دار السلطنه - هرات صانها الله عن الافات [ و البليات ] - بر عزيمت تفرج و تصيد به عظمت و ابهتى هرچه تمامتر به صوب سرخس در حركت آمد ،
شعر
ز آواز اسبان و بانگ سپاه * بيابان همى جست در كوه راه
بعد از چند روز كه به سرخس رسيد و در نواحى و صحارى آن جانور پرانيد ، عزيمت زيارت مزار سلطان المشايخ شيخ ابو سعيد ابو الخير - قدس سرهما ( 5 ) - فرموده رايات همايون سايه اقبال بر نواحى خاوران بگسترد ( 6 ) و هوا و زمين آن ديار چون پرتذرو و دم طاوس و منقار كبك و چشم خروس بياراست . ابر بهارى رخ آتش رنگ لاله به آب لطافت مىشست و از خاك تيره گنج شايگانى پيدا ( 7 ) مىآورد ، در منتصف ربيع الاخر به سرخس معاودت نمود و عزيمت ييلاق فرموده [ و به عرصهء باد غيس ] درآمدند . در سلخ ربيع الاخر سال مذكور ( 8 ) امير خضر خواجه و خواجه بيردى ( 9 )
هامش
( 1 ) . ت : ندارد .
( 2 ) . ت : « به مشهد مقدسه رضوى عليه السلام » ندارد .
( 3 ) . ت : رسيد .
( 4 ) . م و ل : آتش .
( 5 ) . ت : سره .
( 6 ) . ت : سايه اقبال بر آن نواحى بگسترد .
( 7 ) . ت : بيرون .
( 8 ) . ت : سنة المذكور .
( 9 ) . ت : « و خواجه بيردى » ندارد .
( 1 ) ست و عشرين و ثمانمايه : سال 826 .