ديار مشاهده كرده مجموع بر چند جزو ( 1 ) روزبهروز به طريق روزنامه ثبت كرده . ( 2 ) به جهت آنكه معتمد عليه بود و بىغرض و تعصب نبشته ، مضمون و محصل آن حكايات نقل افتاد :
در ششم ذى القعده از دار السلطنهء هرات بيرون رفتند و در نهم ذى الحجه به بلخ رسيدند و تا غرهء محرم سنه ثلاث و عشرين و ثمانمايه ( 3 ) به سبب بارندگى و سرما آنجا بودند ، بعد از آن كوچ كرده از گذر كالف ( 4 ) « 1 » گذشته و در بيست و دوم محرم ( 5 ) به سمرقند رسيدند و پيشتر از آنكه ايشان برسند ، به دو ماه اميرزاده اعظم الغ بيك گوركان خلد ملكه ( 6 ) ايلچيان خود سلطان شاه و محمد بخشى را با جماعتى ختائيان كه مىرفتند ، فرستاده بود و ايلچى اميرزاده سيورغتميش - « 2 » نور اللّه مرقده - نيز برسيد ارغداق نام ( 7 ) و از آن امير شاه ملك بهادر اردوان نام و از آن شاه بدخشان خواجه تاج الدين « 3 » نام جمع شدند و با ايلچيان ختاى در عاشر صفر ( 8 ) از دار السلطنه سمرقند روان شدند .
در چهارم ( 9 ) ربيع الاول به تاشكند ( 10 ) رسيدند و در دوازدهم به سيرام « 4 » و در غرهء ربيع الاخر ( 11 ) به آشپره « 5 » و در حادى عشرين ربيع الاخر به ايل مغول « 6 » درآمدند .
هامش
( 1 ) . ت : مجموع بر جزوى چند ، ش : « مجموع بر چند جزو » ندارد .
( 2 ) . ش : روزنامچه ثبت نموده .
( 3 ) . م : 823 .
( 4 ) . ت و ش : كلف .
( 5 ) . ش : ندارد .
( 6 ) . ت و ش : « خلد ملكه » ندارد .
( 7 ) . ش : بنام .
( 8 ) . ش و ت : در عاشر صفر به ايلچيان ختاى .
( 9 ) . ش : اوائل .
( 10 ) . ش : تاشقند .
( 11 ) . ت : ربيع الاول .
( 1 ) گذركالى يا كالف : بر كنار آمودريا بر راه نخشب و به فاصله 18 فرسخ از بلخ قرار داشته است . و نيز - ص 368 همين كتاب زبدة التواريخ .
( 2 ) سيمورغتمش : سيورغتميش در سال 830 وفات كرده است از عبارت نور الله مرقده معلوم مىشود كه اين قسمت بعد از وفات او نوشته شده و يا اينكه اين عبارت بعد از وفات او توسط كتّاب اضافه شده است ، كه بعيد به نظر مىرسد .
( 3 ) تاج الدين : خواجه تاج الدين حسن عطاربخشى از بزرگان بدخشان معاصر شاهرخ ( - حبيب السير ، چاپ تهران ، ج 4 ، ص 634 به بعدا ) .
( 4 ) سيرام : به تركى شرقى به معناى منطقهاى است كه با آبيارى كشت مىشود ، ظاهرا ميان چاچ ( تاشكند ) و بلاساغون قرار دارد ، به نظر مرحوم پرفسور شفيع « سيرام » واقع بود بر كنار رود اريس نزديك سيحون است و 8 ميل به شرق چيمكنت ، و قبل از حمله مغول اين شهر را سپيجاب نام بود ( مقالات ج / 3 ص 41 ) .
( 5 ) آشپره : فصيحى خوافى نام اين موضع را به صورت « آشبره » در ذيل وقايع سال 800 ثبت كرده است و يادآور شده است كه به امر امير تيمور اميرزاده سلطان به سر حد مغول « فرستاده شده و قلعه آشبره » را بنا كرده است ( مجمل / 141 ) فصيحى در وقايع سال 807 از جمله تبعيد پهلوان حاجى جاوه مهتر عسسان هرات و جمعى ديگر از بزرگان و امراى اين شهر را به « اشبره » متذكر شده است ( مجمل / 150 ) بنابراين آشپره يا آشبره ، يا اشبره يك موضع است در سرحد سرزمينهاى مغولنشين
( 6 ) ايل مغول : يعنى بلاد مغول ( مقالات شفيع ص 41 ) .