را روحى و ابناى زمان را فتوحى پيدا آمد . ( 1 )
شعر
طلوع كرد به تاييد حق ز برج جلال * بر آسمان نهم اخترى مبارك فال
برآمد از افق بخت آفتابى كو * هميشه ايمن خواهد بد از كسوف زوال
كواكب و انجم مژدهء
« يَسْتَبْشِرُونَ بِنِعْمَةٍ مِنَ اللَّهِ وَ فَضْلٍ
« 1 » * » به همديگر مىدادند و با اهل زمين مىگفت كه اين آن ( 2 ) طالع است كه كيوان به قران آن مسعود شود و مشترى استعادت ( 3 ) سعادت از آن ساعد كند ، مريخ به اتصال صاحب طالعى سعد اكبر گردد ، راصد « 2 » افلاك به اصطرلاب آفتاب ارتفاع درجه ولادت ميمون گرفته ، زهره نواى خنياگرى بر هواى آن ساز داد و عطارد به دوات سيمين ماه و كلك زرين شهاب رتبت آن طالع مولود را جدول صبح و شفق بر ورق افلاك كشيد و بروج دوازده - گانه را ( 4 ) بر زحل ماه ( 5 ) بر زايچهء طالع مبارك مصور گردانيد و تقويم آن تنجيم را به ثوابت و سيارات مذهب داشت و مراحل و منازل را ضبط كرده گفت :
شعر
ز برج سلطنت آن آفتاب طالع شد * كه كشت روشن از او ديدهء سعادت بخت ( 6 )
« الْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذِي صَدَقَنا وَعْدَهُ
* *
« 3 »
»
به فضل آفريدگار جل شانه وثوق و اعتضاد حاصل
هامش
( 1 ) . ت : پديد آمد .
( 2 ) . ت : ندارد .
( 3 ) . ت : استفادت
( 4 ) . ت : از « جدول صبح و شفق . . . » تا اينجا ندارد .
( 5 ) . ت : ندارد .
( 6 ) . در نسخه ت : اين شعر پيش از شعر چند سطر بعد ( اميد هست كه . . . ) آمده است .
( * ) قسمتى از آيه 171 سوره 3 .
( * * ) قسمتى از آيه 74 سوره 39 .
( 1 ) به نعمت و كرم خدا شادمانند .
( 2 ) راصد : چشم دارنده و مراقب چيزى ، منجم ( نفيسى ) .
( 3 ) - ص 772