تخطي إلى المحتوى الرئيسي

زبدة التواريخ ( فارسى ) — صفحة 801

مساهمون:

ص٨٠١
اعنى اتفاق ولادت با سعادت اميرزاده عبد الرحمن - طول الله بقاوه فى العز و الاقبال - « 1 » شعر
ماهى از برج شرف‌زاده خورشيد كمال * زاده اللّه جلالا به جهان داد جمال گلبن أَنْبَتَها نَباتاً حَسَناً « 2 »
*
* بود مانند سپهر از چمن جاه و جلال
سبب استدامت اسباب سلطنت و جهانبانى و استزادت امداد عظمت و كامرانى شد . خاص و عام ، خرد و بزرگ ، دور و نزديك ، ترك و تازيك را به وصول آن نعمت كبرى و موهبت عظمى فرح و سرور روى نمود . هريك به قدر مرتبه خود به رسم خدمت و نثار اقامت نمودند . حضرت سلطانى را از امكان ( 1 ) قرة العين روشنائى ديده اميد افزود و مادهء استظهار از ظهور آن در درج سلطنت روى در ازدياد آورد . نهال دولت را از جويبار توفيق سرسبز ديد و چمن مراد از باران اقبال شاداب يافت . شعر
به فرزانه فرزند شد سربلند * كه فرخ بود گوهر ارجمند
در سادس عشر جمادى الاول سنه اربع و عشرين و ثمانمايه از طرف مغولستان شخصى آمد و تقرير كرد كه محمد اغلان بر مخالفان خود غلبه كرد و پادشاهى مغولستان تعلق به دو گرفت و در تاسع ( 2 ) ماه مذكور ابو الليث از اندكان رسيد و ساچق « 3 »
هامش
( 1 ) . ت : مكان . ( 2 ) . ت : تاسع عشرر . ( * ) برگرفته از آيهء مباركهأَنْبَتَها نَباتاً حَسَناًآيه 37 سوره 3 . ( 1 ) خداوند طولانى سازد عمر او را با نيك‌بختى . ( 2 ) - ص 646 . ( 3 ) ساچق : دستورى است كه يك روز پيش از روز شادى كتخدائى از قسمتى پيرايه و البسه با سپوچه‌هاى شيرينى نقل و آرايش از طرف داماد به خانه عروس فرستند و اين لفظ تركى است ( غياث ) . رسوماتى كه در عروسى منظور مىدارند ( نفيسى ) . اكنون در اصفهان ساچق بمعنى چشم روشنى ، هديه استفاده مىشود .