تخطي إلى المحتوى الرئيسي

زبدة التواريخ ( فارسى ) — صفحة 802

مساهمون:

ص٨٠٢
و دوقوزها « 1 » پيشكش ( 1 ) كرد و در سادس عشرين جمادى الاول ( 2 ) آغدى ( 3 ) نوكر پير محمد ( 4 ) اغلان مصاحب نوكر صدر اسلام پيش بندگى حضرت رسيدند و عرضه داشتها نموده به تربيت و نوازش مخصوص گشته اجازت معاودت يافته . در تاسع عشرين جمادى الاخر ارسلان خواجه ترخان از سوران « 2 » آمد و در دوازدهم رجب المرجب ابو الليث و على مكريت و جماعتى ديگر كه از آن طرف آمده بودند ، خلعت و نوازش يافته مراجعت نمودند و در بيست و يكم رجب جهانشاه پسر امير قمر الدين شرف بساط بوس دريافته از آمدن خداى بردى ( 5 ) اعلام كرد ، او را رعايت نموده به مقامى نيكو فرود آوردند . در سابع عشر شوال نوكر ابو الليث آمد و خبر جنگ با جمعى مخالفان و گرفتار شدن مراحق و هزيمت فوجى ( 6 ) ديگر آورد . در بيست و پنجم شوال نوكر محمد سدير از سولقان ( 7 ) آمد و خبر آورد كه پسر فولاد تيمور با صد نفرى ( 8 ) ديگر از جتا گريخته بودند و گرفتار شده‌اند و در غره ذى القعده ( 9 ) نوكران ابو الليث و صديق از كاشغر رسيدند و اخبار كردند به گرفتار شدن بقاياى مخالفان و بيرون رفتن سيدى . و حضرت سلطانى - خلد الله تعالى ملكه [ و سلطانه ] - ( 10 ) در اواخر ذى القعده الحرام سنه اربع و عشرين ( 11 ) عزيمت قشلاميشى فرموده به جانب بخارا روان شد و در
هامش
( 1 ) . ت : تغوزها پيشكشى . ( 2 ) . م و ل : منه . ( 3 ) . ل : پيشكش كرد در سادس عشرين منه تعلق به دو گرفت و در تاسع ماه مذكور ابو الليث از اندكان رسيد آغدى . ( 4 ) . ت : پير احمد . ( 5 ) . ت : بيردى . ( 6 ) . ت : قومى . ( 7 ) . ت : سوليان . ( 8 ) . ت : چند نفرى . ( 9 ) . م و ل : ذى قعده . ( 10 ) . ت : خلد الله ملكه ، م : خلد الله تعالى ملكه . ( 11 ) . م و ل : سنة المذكور . ( 1 ) دوقوز : پيشكش و هديه ( دهخدا ) . دوقوز كه عدد « نه » است در نزد تركان يا تركمانان ارزش و اهميت خاصى داشته است لذا پيشكشها را به صورت « نه » يا نه تا تقديم مىكردند . - يادداشت دكتر عبد الحسين نوائى ملحقات بر احسن التواريخ ص 655 . ( 2 ) سوران : شهريست كه در قرن چهارم يكى از « ثغور » يا دژهاى مرزى براى جلوگيرى از طوايف غز بوده و در نزديك سيحون به فاصله يك روز راه در شمال شاوغر ( مجمل ج / 1 ص 316 اضافات ) و نيز لسترنج - خلافت شرقى ص 517 در فرايد غيائى ص 451 از قريه سوران ذكرى هم رفته است .