مساوى اهل ساوه مشغول شويم ، يمكن كه زمان محاصره تمادى « 1 » يابد و هوا سرد شود و مهمى كلى در پيش است ، اگر فرمان قضا مضا نفاذ يابد تا جمعى از عساكر منصوره به محاصرهء ساوه قيام نمايند .
حضرت سلطنت شعارى اين رأى را به مضا مقرون داشت و لشكرى را كه از ( 1 ) ماوراء النهر متوجه معسكر همايون بودند ، فرمان شد كه ايشان ( 2 ) به محاصرهء ساوه قيام نمايند و رايات همايون از رى متوجه قزوين شد .
در اين ايام كه بندگى حضرت در قشلاق قراباغ بود ، آن لشكر از آن مهم فارغ گشتند و ساوه را فتح فرموده اميرزاده رستم برلاس و سلطان بايزيد بن ارس بوقا و كچك محمد امراى لشكر ( 3 ) ماوراء النهر برسيدند و خبر فتح ساوه رسانيدند و در عقب ايشان نصر اللّه صحرائى را آوردند . با وجود آنكه چنين حركات ناشايست كرده بود و كشتنى شده حضرت سلطنت شعارى - خلد اللّه تعالى ملكه و سلطانه - با او به عمل او كار نكرد و پرده عفو بر زلات او پوشيده او را به جان امان داد .
و هم در آن ايام امير اسفنديار دربندى كه حاكم باب الابواب « 2 » است ، از سر صفاى عقيدت و خلوص طويت كمر اخلاص بسته پيشبندگى حضرت آمد . به تربيت و عنايت مخصوص گشته بعد از چند روز اجازت مراجعت يافته به ولايت خود معاودت نمود و پسر خود را به ملازمت فرستاد .
در ايل اثنا ايلچى خضر خان از دهلى رسيد و تنسوقاتى كه خضر خان فرستاده بود ، به عرض رسانيد و شاهزاده خليل اللّه بن امير ( 4 ) شيخ ابراهيم [ از شماخين ] كرت ديگر به اردوى همايون آمد و وظيفهء خدمت و ملازمت به جاى آورد [ و السلام ]
هامش
( 1 ) . ت : « را كه از » ندارد .
( 2 ) . ت : « كه ايشان » ندارد .
( 3 ) . ت : ندارد .
( 4 ) . ت : ندارد .
( 1 ) تمادى : لجاج كردن و ادامه دادن در آن ( دهخدا ) ، دراز شدن ( آنندراج ) .
( 2 ) باب الابواب : باب الابواب ، شهر مشهور ( دربند ) است در شمال رود ارس . در لغتنامه دهخدا آمده است : جغرافيون عرب اين نام را به شهر « دربند » واقع در دامنههاى جبال قفقاز و ساحل غربى بحر خزر اطلاق مىنمايند .