منزه است و آيهء تطهير در قرآن مجيد بر اين حقيقت دلالت مىكند » .
( 1 ) در اين صورت آيا كسى جز حسن ( ع ) هست كه از او برتر و نامورتر باشد و امور مسلمانان را عهده دار گردد ؟ ! و اين حقيقت بروشنى پيداست كه همهء شرايط خلافت از علم ، تقوى ، پارسائى ، درستانديشى ، شايستگى و احاطه بهمهء نيازمنديهاى مسلمانان بنحو كامل در وجود حسن ( ع ) فراهم بود ، پس چگونه امام مردم را به قبول زمامدارى او دعوت نكرد و با علم به اينكه امام در امر خدا ، دقت و مراقبتى شديد داشت ، دينش بس استوار بود و در اقامهء حق از سرزنش هيچ ملامتگرى نمىانديشيد ، چگونه امت مسلم را پس از خويش بىسرپرست ميگذارد و ريسمانش را بگردنش مىافكند و بسوى هدايت و خير راهنمائيش نمىكند ؟
( 2 ) چون امام از وصايايش بپرداخت سختى و دردهاى مرگ را احساس فرمود و بتلاوت آيات قرآن پرداخت و آخرين آيهاى كه خواند اين بود :
«
فَمَنْ يَعْمَلْ مِثْقالَ ذَرَّةٍ خَيْراً يَرَهُ وَ مَنْ يَعْمَلْ مِثْقالَ ذَرَّةٍ شَرًّا يَرَهُ
» .
آنگاه روح پاك و پاكيزهاش از اين تيره خاكدان پرواز كرد ، روح بزرگى كه بمانندش خلق نشده بود . « 19 »
درود بر تو ، اى ابو الحسن ( ع ) روزى كه به دنيا آمدى و روزى كه شهادت يافتى و روزى كه به پيشگاه خدايت ، زنده برانگيخته مىشوى .
هامش
( 19 ) - در وقت ضربت خوردن آن حضرت اختلاف است ، مروج الذهب آن را در هجدهم و استيعاب در هفدهم رمضان آورده است و شيعه نوزدهم ميداند ، در مدت عمر حضرتش نيز اختلاف است و آن را شصت و سه و شصت و چهار سال دانستهاند ، مدت خلافتش چهار سال و نه ماه و شش روز بود و عمر امام حسن ( ع ) در اين وقت سى و هفت سال بود ( كشف الغمه ) .