( 1 ) آنگاه به فرزندش حسن ( ع ) دربارهء معارف دين و شعائر آن ، چنين وصيت فرمود :
« پسرم ! ترا بتقوى و پرهيز از نافرمانى او سفارش ميكنم ، نمازت را در وقتش بخوان و زكات را در جايش بپرداز ، وضويت را درست بگير ، كه نماز بدون طهارت درست نيست ، ترا سفارش مىكنم كه از گناهان مردم در گذر ، خشمت را فرو نشان ، به - خويشانت بپيوند ، با جاهل شكيبائى كن و در دين ژرفانديش باش ، در كارها پايدارى كن ، با قرآن هم پيمان باش ، با همسايه نيكى كن ، امر بمعروف و نهى از منكر را انجام ده و از زشتىها بپرهيز « 15 » » .
در روز بيستم ماه رمضان موج جمعيت بر خانهء امام بر آمد و همگان رخصت عيادت خواستند و امام اجازه داد چون همه نشستند به آنها فرمود :
« پيش از آنكه مرا نيابيد آنچه ميخواهيد بپرسيد ، ولى كوتاه و سبك بپرسيد و رعايت حالم را بنمائيد » .
مردم از ترس ناراحتى امام ، مزاحمش نشدند .
امام چون احساس مرگ كرد و دانست به زودى بديدار خدايش خواهد شتافت ، امر خلافت را پس از خود بفرزندش حسن ( ع ) واگذارد و او را بر امت محمد ( ص ) زمامدار كرد ، تا در همهء شئون حياتى به او مراجعه كنند و اختلافى در اجتماع شيعه پديد نيايد .
« ثقة الاسلام كلينى » « 16 » مىنويسد : امير المؤمنين تعهد خلافت را
هامش
( 15 ) - تاريخ ابن اثير .
( 16 ) - محمد بن يعقوب بن اسحاق كلينى يكى از بزرگترين علماى شيعى