تخطي إلى المحتوى الرئيسي

حياة الإمام الحسن بن على ( ع ) ( زندگانى حسن بن على ع ) ( فارسي ) — صفحة 162

مساهمون:

ص١٦٢
( 1 ) عثمان از ورود گروههاى انقلابى بمدينه مضطرب شد و دانست كه در هجوم چنين خطرى جز على ( ع ) پناهگاهى ندارد و اين سخن « عمر » بيادش آمد كه مكررا مىگفت : « خدا مرا در مشكلى كه ابو الحسن در آن نباشد باقى نگذارد » . عثمان به امام پناه برد و از او كمك خواست و على ( ع ) با گروههاى انقلابى ملاقات كرد و قول داد كه عثمان تقاضاهاى آنها را بپذيرد . مهمترين درخواست گروه انقلاب بركنارى باند تبهكار اموى از شئون اجتماعى مسلمين بود . انقلابيون پس از وساطت و شفاعت امام ( ع ) از مدينه بيرون آمدند . ولى هنوز راه زيادى نپيموده بودند كه در نزديكى « حمس » سوارى را ديدند كه از مدينه بسوى مصر ميرود ، چون پيش آمد او را شناختند كه « ورش » غلام عثمان است و در جامه‌اش نامه‌اى يافتند به مهر عثمان كه به عبد اللّه بن ابى سرح ، حاكم مصر نوشته بود : سران انقلابى را به محض ورود بمصر بكش و گروهى ديگر را عقوبت كن . نامه به خط مروان منشى مخصوص عثمان بود . گروه خشمگين انقلابى بمدينه بازگشتند و تصميم به بركنارى عثمان گرفتند و اگر نپذيرد ، بكشتن او مصمم شدند و فقط يكى از اين دو راه موجب رهائى آنها از اين وضع نابسامان بود كه با اجراى آن ميتوانستند بشهرهاى خويش بازگردند . گروهها در مسجد اجتماع كردند و ستمهاى عثمان و جنايت‌ها و خيانت‌هاى عمال او را بر شمردند و سپس خانهء عثمان را محاصره كردند و با فريادهاى بلند سقوط حكومت او را ميخواستند .
حياة الإمام الحسن بن على ( ع ) ( زندگانى حسن بن على ع ) ( فارسي ) — صفحة 162 | فخر الدين حجازى / الشيخ باقر شريف القرشي