تخطي إلى المحتوى الرئيسي

حياة الإمام الحسن بن على ( ع ) ( زندگانى حسن بن على ع ) ( فارسي ) — صفحة 158

مساهمون:

ص١٥٨
( 1 ) بمروان چه‌كار داشتى و چرا بر فرمان من گستاخى كردى و مأمور مرا بازگردانيدى ؟ امام فرمود : اما مروان به پيش من آمد و مرا ميخواست از مشايعت و سخن بازدارد ، منهم او را رد كردم . اما فرمان تو ، چه بوده است ؟ عثمان گفت : مگر به تو نگفتند كه من مردم را از مشايعت « ابو ذر » نهى كرده‌ام . امام فرمود : اگر تو چيزى بگوئى كه خلاف حق و طاعت حق در آن باشد ، انتظار دارى كه ما آن را انجام دهيم ؟ ؟ به خدا قسم چنين كارى را نمىكنيم . عثمان گفت : تاوان مروان را بده . امام - چه تاوانى ؟ عثمان - تازيانه بر سر اسبش زده‌اى . امام - برود بسر اسب من كه آنجاست تازيانه بزند . آنگاه امام فرمود : و اما من اى عثمان به خدا قسم اگر به من ناسزا بگوئى به تو ناسزا مىگويم و جز حق سخنى بر زبان نمىرانم . عثمان گفت : چرا مروان به تو دشنام ندهد در صورتى كه تو به او ناسزا گفته‌اى به خدا قسم اى على كه تو پيش من از مروان بهتر نيستى ! ! امام ( ع ) از اين سخت اهانت‌آميز عثمان خشمگين شد كه ديد مراعات شخصيت ارجمند حضرتش را نمىكند و او را كه قهرمان بزرگ و پارساى اسلام است با مروانى كه پيامبر او را طرد كرده و وزغش خوانده
حياة الإمام الحسن بن على ( ع ) ( زندگانى حسن بن على ع ) ( فارسي ) — صفحة 158 | فخر الدين حجازى / الشيخ باقر شريف القرشي