ولى آنان كه امروز مقام خلافت را بچنگ گرفتهاند فاقد اين امتيازات و عظمتها و نبوغها هستند و آنان را بر ديگر مسلمانان فرقى و مزيتى نيست و اين على ( ع ) است كه شايسته مقام رهبرى است . مسلّم با اينهمه بخشندگيها و بزرگواريها كه نخستين انسان است در علم و فقه و انديشه كه همگان بهنگام بروز مشكلات بحضرتش پناه مىآورند و از او يارى ميخواهند .
در اين صورت پس چرا مردم از قبول زمامدارى او كناره جستند ؟
علت را در اين مىيابيم كه سينههاى مهاجرين از حسد گدازان چون كانونى از آتش زبانه مىزد ، و اين حسد است كه ستيز و كينه مىزايد و مردم را در خطرناكترين شرور زندگى مىافكند اينجاست كه براى توجيه كار ناشايستهء خويش مىگويند :
پيامبر و پيشوائى در خاندانى واحد فراهم نمىآيد ! !
آخر چه مانعى دارد كه اين هر دو مقام از جهت كمال و فضيلت در خاندانى يگانه فراهم آيد و عقل و عرف چگونه ميتواند انكار اين مطلب كند ؟
اى كاش گوينده اين سخن پرده از اين راز پنهان برمىداشت !
مخالفت امام با خلافت ابو بكر بر او گران آمد و از اينكه على ( ع ) بيعت او را نپذيرفته و با اجتماع مردم هماهنگى نكرده ، سخت خشمناك و ناراحت بود .
به اين جهت مأموران مراقبى بر خانهء امام گماشت تا رفت و آمد مردم را كنترل كنند و خبرها را محرمانه به او برسانند و سياست تهديد و ارعاب بنحو ممكن اجرا شود .
حياة الإمام الحسن بن على ( ع ) ( زندگانى حسن بن على ع ) ( فارسي ) — صفحة 115
مساهمون: فخر الدين حجازى
ص١١٥