ملازمانند [ 1 ] شايد كه متوهّم شوند و آن فرزند را از توجّه بدين جانب مانع آيند . بنابر آنكه حركات ناشايست از ايشان اختيارا او اضطرارا صادر گشته مجموع را استمالت نمايند و بدانند كه ما جريمه جمله را به عفو و اغماض مقابل فرمودهايم كه « الماضى لا يذكر حقا و ثم حقا » « 1 » كه اذيال « 2 » اعطاف و رافت بر معارف عموم و خصوص خواهيم گسترد و در مراعات حال و مواظبت به وظايف رافت و شفقت التفات خاطر انور و اهتمام ضمير از هر مرعى داشت - و التوفيق من عند الله تعالى - زيادت تاكيد حاجت نيست
عمرت چو نتيجه خرد باقى باد .
ذكر رسيدن ايلچى امير قرا يوسف تركمان [ 2 ]
امير [ 3 ] قرا يوسف در اواخر محرم سنه ثمان و ثمانمايه يكى از خواص خود مردانشاه نام كه در ابواب سخنگزارى [ 4 ] شهرتى تمام و از دقايق آداب خدمت و رسمدانى حظى وافر داشت ، به رسالت فرستاد و مكتوبى مملو و محشو [ 5 ] « 3 » از تواضع و تذلل مصحوب او گردانيده و در اثناى آن التماس نموده كه اگر نواب حضرت قلعهء سلطانيه را بدين جانب ارزانى فرمايند ، از آنچه اشارت فرمايند و صواب بينند ، ابا ننمايم و بعد اليوم آنچه وظيفه خدمتكارى و دولتخواهى بود ، به جاى آورم و از دقايق بندگى هيچ دقيقه فروگذاشت نشود و بر وقت فرمان مراسم انقياد به تقديم رسانيده آيد .
چون مردانشاه برسيد و رسالتى كه متحمل آن بود ، بر وجهى نيكوتر ادا كرد ، از حضرت اعلا - زيد علاوه و رفعه - آن را عزّ اصغا و شرف استماع ارزانى داشته فرمودند كه سمت راستى و نشان صدق آن خواهد بود كه پيوسته ايلچيان و كسان آمد شد نمايند و با دوست اينجانب دوست و با دشمن دشمن باشند و بىتفكر و تردد [ 6 ] به استظهار تمام پسر خود را پيش ما فرستد . هرگاه بدين شرايط قيام
هامش
[ 1 ] . ت : ملازماند ، ل : مسلمانانند .
[ 2 ] . ت : ايلچى قرا يوسف .
[ 3 ] . ت : ندارد .
[ 4 ] . ت . و ل : سخنگذارى .
[ 5 ] . ت : ندارد .
[ 6 ] . ت : بىتردد و تفكر .
( 1 ) از گذشته واقعا نبايد ياد كرد ، باز هم واقعا نبايد ياد كرد .
( 2 ) اذيال : ج ذيل ، دامنها ( غياث اللغات ) .
( 3 ) محشو : پر كرده ، انباشته ، آكنده ( نفيسى ) .