احوال و اعمال شناسد ، آرزومندى و اشتياق به ملاقات عزيز فرزندى فوق الحد و الغايات است . [ 1 ] توفيق ذوق تلاقى على حسب المرام مقدر باد . در شانزدهم ربيع الاول از مقام دار السلطنهء هرات صورت انفاذ و رقم اصدار مىيابد در حالتى كه به يمن عطيات سبحانى و توفيق موهبات يزدانى [ 2 ] معاقد مهام « 1 » سلطنت بر وفق ارادت و وجه مراد بندگان درگاه موكد و مشيد است و الحمد للّه الملك الصمد . « 2 »
صورت حال واقعه آنكه ميان او و فرزند الغ بيك به مجرد سخنان نامعتبر اهل افساد و مجال محالانديش ارباب عناد صورتى كه متضمن ملالت خواطر و وقوع مقدمات [ 3 ] حوادث و تشويش ضماير تواند بود ، پيدا گشته . خبر كيفيت اين واقعه در مملكت عراق به ما رسيد و به سبب بعد مسافت آن زمان به تدارك آن نپرداختيم . حالا كه رايات همايون به دار السلطنهء هرات نزول فرمود ، چنين استماع افتاد كه آن فرزند عزيمت مغولستان داشته . به غايت غريب و بديع [ 4 ] نمود ، چه كمال اهتمام و وفور تعلق خاطر اينجانب به نسبت برادران و فرزندان « من المهد الى العهد » « 3 » معلوم دارد كه به چه طريق [ مسلوك ] بوده و هست و همواره در تحرى مراضى ايشان حسن اجتهاد به تمهيد رسانيده و برقرار بدان مناهج « 4 » رسوخ و ثبات موكد است . وثوق كامل و اعتقاد شامل كه به قدمى ثابت و نيتى خالص در موقف اخلاص و منهج « 5 » اختصاص از سر استظهار تمام متوجه شود ، تا بناى پدر فرزندى كه به مزيد تخصيص و تاسيس موسس و مخصص شده « كالجبل الراسخات و الاطواد الشامخات [ 5 ] » « 6 » ثابت و مستقيم باشد و از جاده ولا منحرف نشود . اين صورت از روى رعايت صلهء رحم و راه مسلمانى و ديندارى و غمخوارى حال مسلمانان و امن و استقامت امور عموم و خصوص رفع افتاد ، [ 6 ] از تكلف و تصلف و حمل بر شائبهء مكر و حقد عارى است . جمعى كه
هامش
[ 1 ] . ت : فوق الحد و العدست ، ل : آن است .
[ 2 ] . ت : رحمانى .
[ 3 ] . ت : ملال خاطر مقدمات .
[ 4 ] . ت : ندارد .
[ 5 ] . م و ل : الشافى ( ؟ ) .
[ 6 ] . ت : اقبال .
( 1 ) مهام : ج مهم ، كارهاى بزرگ دشوار ( نفيسى ) .
( 2 ) سپاس خداى را كه پادشاه و پشتيبان است .
( 3 ) - ص 197 .
( 4 ) مناهج : ج منهج ، راههاى راست ( غياث ) .
( 5 ) منهج : راه پيدا و گشاده ( غياث ) .
( 6 ) مانند كوههاى استوار و قلههاى بلند .