تخطي إلى المحتوى الرئيسي

زبدة التواريخ ( فارسى ) — صفحة 582

مساهمون:

ص٥٨٢
شده روشن از هردو چشم زمانه * يكى شمس ملك و دگر [ 1 ] شاه [ 2 ] كشور جهان پادشه بايسنغر كه قدرش * به رفعت ز اوج سپهرست برتر به چهر منوچهر و فر فريدون * به آئين جمشيد و رسم [ 3 ] سكندر كمين چاكر بزم او گشت خسرو * كمين خادم خلق او هست عنبر رخ زر ز دستش شود زرد در كان * ز طبعش بجوشد دل بحر در بر ندارد همى ابر با دست او پاى * و گر خود كشد سر به گردون اخضر دگر سورغتمش خردمند و عاقل * كه در جنب او بود عالم محقر دگر شاهزاده چو جوكى محمد * كه شد آيت حق بديشان مشهر « 1 » همه ملك را مستحق‌اند و لايق * همه تاج را مستعدند و درخور بدين پنج صفدر « 2 » كه اندر معالى « 3 » [ 4 ] * چو ايشان نياورد ايام ديگر تفاخر نماينده دين الهى * تظاهر فزاينده شرع پيمبر كسى را كه اولاد ازين‌گونه باشد * بود ملك در خاندانش مقرر بماند [ 5 ] شه شاهرخ تا قيامت * بر احباب ميمون بر اعدا مظفر بود ملك دنيا به دولت مسلم * شود جاه عقبى به طاعت ميسر نهادند بنياد اين حصن عالى * به ميمون زمان و به فرخنده اختر ربيع دوم ضادويح ز هجرت * كه رفته ز بطحا « 4 » به يثرب پيمبر ز تاريخ اگر بفكنى چارصد را * شود سال او هم ز تاريخ اظهر « 5 » به وضعى نهادند اول هرى را * كه شد پنج دروازه در وى [ 6 ] مقرر همان پنج در پنج برج حصارش * ببين و بدان جمله در ضرب بشمر دليل ثبات بنايش بدانى * اگر خرده دانى در اين نيك بنگر زيادت شود ، ليك [ 7 ] فانى نگردد * كه داير بود آن عدد تا به محشر مهندس نهاده درون و برونش * قصورى مقرنس بروجى مدور ز روى لطافت چو ايوان كسرى * ز راه حصانت چو سد سكندر بناى كمالش چو ايوان كيوان * به زلزال دوران نگردد مغير [ 8 ] ورا از حوادث زيان نيست ، آرى * حوادث فلك را نباشد زيان‌گر
هامش
[ 1 ] . م و ل : يكى . [ 2 ] . ت : ماه . [ 3 ] . م و ل : فر . [ 4 ] . ت : معانى . [ 5 ] . ت : بماناد . [ 6 ] . ت : او را . [ 7 ] . م و ل : لعل . [ 8 ] . م و ل : ميسر ، حاشيه ت : مبتر . ( 1 ) مشهر : مشهور ، معروف ، شناخته‌شده ( دهخدا ) . ( 2 ) صفدر : ازهم‌درندهء صف ، شجاع ، دلير ( معين ) . ( 3 ) معالى : ج معلاه ، بلنديها ، مقامات بلند ، بزرگوارىها ( دهخدا ) . ( 4 ) بطحاء : يا بطحا ، وادى مكه معظمه ( دهخدا ) . ( 5 ) ضادويح يعنى 818 - 18 + 800 و اگر چهارصد از آن كم كنيم مىشود : 418 كه تاريخ ساختن قلعه بوده است .