تخطي إلى المحتوى الرئيسي

زبدة التواريخ ( فارسى ) — صفحة 573

مساهمون:

ص٥٧٣
نمايند و بىرخصت و اجازت نواب فرزند اعز در قليل و كثير هيچ كار خوض نپيوندد ، هر آفريده كه متصرف مال ديوان بوده است و در عهده كارى از آن شده با گماشتگان او جواب گويند ، تمكين نواب درگاه او لازم دانند و سر از ربقهء طاعت و تباعت « 1 » ايشان برنتابند چنان كه كار سلطنت او به واسطه تباعت ايشان متمشى « 2 » شود و فراغت و رفاهيت به عهد عدل و مرحمت او زيادت گردد و ميامن آن موجب دوام ايام پادشاهى باشد - انشاء الله تعالى وحده العزيز -
هامش
( 1 ) تباعت : دنباله‌روى ، در پى كسى رفتن ( منتهى الارب ) ، پيروى كردن ( آنندراج ) . ( 2 ) متمشى : سرانجام يافتن كار ، متمشى شدن كار و جز آن : جريان يافتن آن ، به سامان رسيدن و برقرار گشتن آن ( دهخدا ) .