تخطي إلى المحتوى الرئيسي

زبدة التواريخ ( فارسى ) — صفحة 571

مساهمون:

ص٥٧١
در اين وقت بر مقتضاى « اعطى القوس باريها » « 1 » مال و معاملات ممالكى كه پيشتر به تحت تصرف حكام جاونى قربان كه فرزندان امير ارغونشاه بودند ، اعنى طوس و مشهد و ابيورد و سملغان « 2 » و جرمغان « 3 » و خبوشان و نساء و بارز و آنچه [ 1 ] پادشاه طغا تيمور و بعد از او امير ولى حاكم بود ، مثل استراباد و كبودجامه و توابع و مضافات آن به جهت اخراجات ديوان خاصه - ابقاه الله تعالى و طول الله عمره « 4 » - ارزانى فرمود و حكم و تصرف نواب او - حماه اللّه و مكنهم [ 2 ] « 5 » - در آن مواضع نافذ و جارى گردانيد ، اميد به فيض فضل يزدانى [ 3 ] طويل و عريض و لطف ربانى به تحقيق آن امنيت مستفيض [ 4 ] كه توفيق بر دوام رفيق باشد و روزگار برقرار مساعدت نمايد تا بر ترادف ملوان [ على تجدد كل اوان « 6 » » پايه حشمت گرانمايه كه استحقاق همه مرتبتى و اهليت همه عظمتى [ 5 ] دارد ، رفيع‌تر گرداند و او را به منتهاى همت و قصاراى نهمتش كه وراى آن حدّى نتواند بود « و ليس وراء عبادان قرية » « 7 » برساند و « ذلك عند فضل اللّه يسير و انه ولى التوفيق و التيسير » « 8 » رعاياى مواضع مذكوره
هامش
[ 1 ] . ت : ودهچه . [ 2 ] . م و ل : مكنهم [ 3 ] . ت : رحمانى ، ل : فضل فيض يزدانى . [ 4 ] . ت : ندارد . [ 5 ] . ت : عطيتى . ( 1 ) - ص 413 . ( 2 ) سملغان : سملغان كه آن را « سملقان يا سمنقان » هم نوشته‌اند از شهرهاى تابع شهر جاجرم است كه در بسطام قرار داشته است . لسترنج خلافت شرقى ص 418 . ( 3 ) جرمغان : از ديه‌هاى ابيورد و آن را جرمكان هم گفته‌اند ( دهخدا ) جرمغان ظاهرا معرب گلمكان است ( - مجمل ج / 1 ص 303 اضافات ) حافظ ابرو در جغرافياى خود ( نسخه ملك ) در وقايع سال 688 از موضع جرمكان در خراسان ياد كرده است با اين حال حافظ ابرو در بخش جغرافياى خراسان از ولايت سملقان و جرمقان نيز ياد كرده ص 79 : اين ولايت ظاهرا در باختر شهر بجنورد قرار داشته است . ( 4 ) خداوند او را باقى بدارد و عمرش را طولانى گرداند . ( 5 ) خداوند او را حمايت كند و آنان را پايدار سازد . ( 6 ) با گذشت هر زمان . ( 7 ) بعد از آبادان روستائى نيست ( مثل عربى است ) در « درهء نادرى » دكتر شهيدى اين مثل را از مجمع الامثال ذكر مىكند ( ص 671 - درهء نادرى ) . ( 8 ) آن نزد كرم خدا ناچيز است و همانا او توفيق‌دهنده و آسان‌كننده است .
زبدة التواريخ ( فارسى ) — صفحة 571 | سيد كمال حاج سيد جوادى / عبدالله ابن لطف الله ( حافظ ابرو )