در آن نواحى بود ، محاصره كرده بودند و جنگ بسيار كرده فاما هنوز مسخر نشده بود . حضرت سلطنت شعارى - خلد الله تعالى ملكه [ و سلطانه ] - جمعى را نامزد مدد ايشان گردانيد . چون اين جماعت برسيدند [ و به اتفاق ] از جوانب و اطراف به حفر و نقب مشغول گشت ، سكان حصار نيز كوشش بسيار نمودند . عاقبة الامر به فر [ 1 ] دولت قاهره - ثبتها الله تعالى - مسلم و مسخر شد . چون رايات همايون به مقام گوركان فرود آمد ، سه تن از روساى سپاهان [ 2 ] گريخته پيش بندگى حضرت رسيدند و احوال اميرزاده اسكندر مجمل و مفصل به عز [ 3 ] عرض رسانيدند . [ تمت ]
ذكر رسيدن حضرت سلطنت شعارى - خلد الله تعالى ملكه و سلطانه - به سپاهان و قضايائى كه در آن ايام واقع شد
چون رايات همايون و اعلام ميمون به حوالى صفاهان [ 4 ] رسيد و ما بين الفريقين زيادت مسافتى نماند ، اكثر سپاه اميرزاده اسكندر امارت نصرت و ظفر از صفحات احوال عساكر منصوره مشاهده كردند و علامات نكبت و ادبار و زوال اقبال از وجنات آمال خويش برخواند ، روز به روز بر تواتر و تعاقب هركه را بخت ياورى كرد و اقبال مساعدت نمود و مجال فرصت يافت ، از آن طرف روىگردان گشته به معسكر همايون رسيده [ 5 ] در زمرهء خول و خدم و سلك عبيد و حشم حضرت سلطنت شعار [ ى ] داخل و منتظم مىشد .
[ بيت
يا سائلى عن اصفهان و اهلها * فضت النحوس باهلها و خرابها ] « 1 »
چون به مرحله باغ رستم كه دو فرسنگى اصفهان است ، اتفاق نزول افتاد ، يكى از نوكران اميرزاده اسكندر شيخ محمد نام كه خويش امير عباس بود ، گريخته
هامش
[ 1 ] . ت : « به فر » ندارد .
[ 2 ] . ت : اصفهان .
[ 3 ] . ت : « به عز » ندارد .
[ 4 ] . ت : اصفهان .
[ 5 ] . ت : « به معسكر همايون رسيده » ندارد .
( 1 ) اى سئوالكننده از من درباره اصفهان و اهالى آن - حوادث نحس اهل آن را از بين برده و آن را ويران كرده است .