بعد از آن حضرت سلطنت شعارى - خلد اللّه تعالى ملكه و سلطانه - حكومت قم به عبد الله پروانجى ارزانى فرمود و امير يوسف حاجى وزير را به ضبط قلعه و كوتوالى آنجا مقرر گردانيد و در اين اثنا عزيمت شكار فرمود .
ذكر شكارى كه حضرت سلطنت شعارى - خلد الله تعالى ملكه - در صحراى ساوه و آن نواحى كرد [ 1 ]
حضرت سلطنت شعارى كه گوى كمال در انواع هنر از جهانداران گيتى ربوده است و دلايل قدرت و كامكارى در ابواب آداب به جهانيان نموده ، در آن نواحى هواى صيد و نشاط شكار فرمود .
نظم
چون راى پادشاه نشاط شكار كرد * اول به لطف صيد دل روزگار كرد
و آنگاه چون به مركب دولت سوار شد * بر خسروان روى زمين افتخار كرد
در آن بيابان گورخر بسيار مىباشد ، بتخصيص در فصل بهار جر رسانيدند كه تمامى [ 2 ] عساكر منصوره - نصرهم الله تعالى « 1 » - اطراف و اكناف جبال و صحارى را يرگه كنند . بعد از چند روز كه قمرغه « 2 » شكار بههم پيوست ، سگان معلم در دويدن و يوزان محكم در غريدن و انواع شكره « 3 » از باز و شاهين و چرخ « 4 » و
هامش
[ 1 ] . ت : « كرد » ندارد ، روى « ساوه » خط خورده و كلمه يا كلماتى ناخوانا نوشته شده .
[ 2 ] . ت : ندارد .
( 1 ) خداوند متعال پيروزشان گرداند .
( 2 ) قمرغه : شكارگاه كه امراء و سلاطين در احاطهء كلان آهو و گوزن و غيره مىگذارند ( آنندراج ) .
( 3 ) شكره : مرغ شكارى .
( 4 ) چرخ : نام پرندهاى است شكارى و به اين معنى با « غ » نقطهدار هم آمده ( چرغ ) است .
( برهان ) .