اتمام آن مبادرت نمايد و بر آن جمله كه شرط متابعت است ، فرط مطاوعت ظاهر گرداند ، وظيفهء دعاى دولت اولياى حضرت موظف مىدارد ، زمين ضراعت و ابتهال « 1 » به لب تعظيم و اجلال مىبوسد .
حضرت سلطنت شعارى ايلچى امير بسطام را تربيت و نواخت مخصوص گردانيده ملتمسات او به ايجاب رسانيده فرمود كه بر نيكو بندگى او وقوف افتاد .
بايد كه اين معنى يوما فيوما در تضاعف و تزايد باشد . نوكرى مصحوب ايلچى بسطام روانه گردانيد و فرمود كه مىبايد كه قلعه سلطانيه را استحكام [ تمام ] داده ، از آن حدود بر خبر باشند و پسر يا برادر خود را بفرستند تا به معسكر همايون لاحق شود .
ذكر گرفتار شدن اميرزاده يوسف جليل و اسباب و تعلقات آن [ 1 ]
حضرت سلطنت شعارى - خلد الله تعالى ملكه و سلطانه - در جوامع احوال و مصارف اعمال ، توكل بر تائيد يزدانى و تعويل « 2 » توفيق ربّانى كرده
« وَ مَنْ يَتَوَكَّلْ عَلَى اللَّهِ فَهُوَ حَسْبُهُ
[ 1 ] » « 3 » لاجرم هر روز توفيق يزدانى موافقت و معاونت نموده قصر قدرش مشيّدتر و مبانى جهانبانى مؤكدّتر مىگردد . محقق اين حال و مصدق اين مقال آنكه در اين نهضت مبارك چون رايات همايون به [ حوالى ] خوار رى رسيد ، جمعى نوكران اميرزاده اسكندر از اصفهان گريخته پيش بندگى حضرت آمدند و تقرير كردند كه لشكرى از سپاهان [ 2 ] نامزد محاصرهء ساوه گشتهاند و سبب آن چنان بود كه در آن ايام كه رايات همايون در حدود [ 3 ] مازندران به قشلامشى نشسته بود ، نصر اللّه [ 4 ] صحرائى كه حكومت ساوه تعلق به دو داشت ، نوكرى پيش بندگى
هامش
[ 1 ] . ت : يوسف جليل و سبب آن .
[ 2 ] . ت : اصفهان .
[ 3 ] . ت : قشلاق .
[ 4 ] . م و ل : نصراه .
[ 1 ] قسمتى از آيه 3 سوره 65 .
( 1 ) ابتهال : زارى ، به زارى دعا كردن ، دعا و زارى ، زارى كردن ، اخلاص ورزيدن در دعا ، تضرع ، ضراعت ، ضرع ، استكانت ( دهخدا ) .
( 2 ) تعويل : يارى خواستن از كسى ( نفيسى ) .
( 3 ) و هركه توكل به خدا كند . همو ، وى را بس است .