تخطي إلى المحتوى الرئيسي

زبدة التواريخ ( فارسى ) — صفحة 524

مساهمون:

ص٥٢٤
حضرت فرستاد [ و ] اظهار يكجهتى و دولتخواهى [ 1 ] نموده التماس داروغه كرد . بندگى حضرت او را تربيت و عنايت مخصوص گردانيده [ 2 ] ملتمس او مبذول فرمود و نوكرى نيك همراه ايلچى او روانه گردانيد . چون مضمون اين قضيه اميرزاده اسكندر را معلوم شد ، از امراى لشگر خود امير يوسف جليل و امير چلبانشاه برلاس و امير بيان قوچين و امير عبد الله پروانچى و سعد الله را با چند هزار مرد مقرر گردانيد كه بروند و ساوه را محاصره كنند و نصر الله [ 3 ] را قهرا و قسرا در غل « 1 » ذل و قيد قهر كشيده به درگاه آورند . چون امراى مذكور متوجه ساوه و آن نواحى [ 4 ] گشتند . آن جماعت از اصفهان گريخته در خوار رى [ 5 ] پيش بندگى حضرت رسيدند و اين معنى عرضه داشت راى انور خداوندى كه نقش استقبال از صفحات احوال معلوم كند و به اصابت انديشه فايت « 2 » دى را با حاصل امروز ضم كند ، [ 6 ] چنان اقتضا فرمود كه جمعى از عساكر منصوره - نصرهم الله تعالى - به انتصار « 3 » نصر الله روانه فرمايد تا رعاياى ساوه از مساوى [ 7 ] « 4 » آن جماعت خلاص يابند . امير اعظم امير حسن صوفى ترخان و امير سيد على و امير دولتخواجه اناق و امير چهارشنبه با ساير امرا قريب ده‌هزار سوار تعيين فرمود كه متوجه آن طرف گردند . امرا بر موجب فرمان متوجه آن طرف شدند . چون به حوالى آوه رسيدند ، امراى اميرزاده اسكندر از توجه ايشان و وصول [ 8 ] حضرت سلطنت شعارى - خلد الله تعالى ملكه و سلطانه - را تحقيق كردند ، [ 9 ] با يكديگر مشاورت نمودند و در سود و زيان و قبول و منع آن سخن راند ، اقبال و ادبارى كه وضيع و شريف را در ضمن آن صورت متصور شود پيش خاطر آورد از تبعات آن
هامش
[ 1 ] . ت : دولتخواهى و يكجهتى . [ 2 ] . ت : عنايت فرموده . [ 3 ] . م و ل : نصراه . [ 4 ] . ت : « و آن نواحى » ندارد . [ 5 ] . ت : « در خوار رى » ندارد . [ 6 ] . ت : گرداند . [ 7 ] . ل : مساعى . [ 8 ] . ل : از وصول ايشان و توجه . [ 9 ] . م و ل : سلطنت شعارى بر اثر تحقيق كردند . ( 1 ) غل : طوق آهنى و بند ( غياث ) . ( 2 ) فايت ، فائت : از ميان رفته ، فوت شده ( منتهى الارب ) . ( 3 ) انتصار : كينه كشيدن از ظالم و انصاف از دشمن ستدن و انتقام كشيدن ، انتقام ، كينه‌كشى ( دهخدا ) ( 4 ) مساوى : ج مساوة ، بديها ، عيوب ، نقايص ، زشتيها . ( المنجد )