به طريق معقول استكشافى نمودند و تقرير صلاح و فساد آن در مطارحه انداخت و از نتايج منهج طاعت بازانديشيد . به اتفاق گفتند ما همه بندگان حضرت صاحب قرانى - انار الله برهانه - بوديم و تربيت و رعايت [ 1 ] و شفقت او هريك اميرى و بزرگى شديم . امروز اگرچه اميرزاده اسكندر فرزندزاده آن حضرت است ، فاما سلوك بر جاده ندارد و بر قول و فعل او زيادت اعتمادى نيست و فرزند به ولايت به همه حال از فرزندزاده اولى باشد . امير و اميرزاده شاهرخ بهادر - خلد الله تعالى ملكه و سلطانه - فرزند حضرت صاحب [ 2 ] قرانى است - به حمد الله تعالى - فرمان - فرماى اقاليم عالم [ 3 ] و پادشاه ربع مسكون است . عالميان در كنف رعايت ميمون و سايه رافت او [ 4 ] آسوده و غنوده جلباب « 1 » امن و راحت و آسايش و فراغت در سر كشيده هر بختيار كه به ذيل معتصم اعتصام نمود و بدين مستمسك تمسك كرد ، در وحل هيچ خذلان نماند [ 5 ] و به مراد و مرام دنيا و عقبى رسيد و قومى كه سر از ربقهء اين طاعت برتافتند و تكيه بر حول و قوت و طول و نخوت خود كرد - عياذا باللّه - در هاويهء خسران عصيان افتاد
« ذلِكَ هُوَ الْخُسْرانُ الْمُبِينُ
[ 1 ] « 2 » » . چون اين فصول و ماجرا در ميان آمد و دقايق و نكات و رموز و اشارات آن به براهين مشاهداتى كه در شهور و سنوات گذشته ظاهر گشته است ، مقابله گردانيدند ، هريك بر امتثال مثال حضرت سلطنت شعارى ديگرى را راغبتر از خود و در هواى عبوديت اين حضرت غالبتر [ از ] خويشتن يافت . مجموع حلقه طاعت در گوش كردند و بهسمت عبوديت موسوم شده جمله به اتفاق گفتند : ما را صلاح نيست كه با اين لشكر جنگ كنيم .
و چون اميرزاده يوسف جليل به نسبت با اين حضرت - چنانچه ذكر آن در قضيه مخالفت امير جهان ملك گذشته است [ 6 ] - شيوه كفران نعمت سپرده با مخالفان اتفاق كرده بود ، بر او اعتماد نكردند و اين سر با او در ميان ننهادند ، اگر چند كرم ذاتى و حفاوت غريزى حضرت سلطنت شعارى زيادت از آن است :
هامش
[ 1 ] . ت : عنايت .
[ 2 ] . ت : « صاحب » ندارد .
[ 3 ] . ت : « عالم » ندارد .
[ 4 ] . ت : همايون .
[ 5 ] . ل : از « و فراغت » تا اينجا ندارد .
[ 6 ] . ت : ذكر آن گذشته .
[ 1 ] قسمتى از آيه 11 سوره 22 .
( 1 ) جلباب : معجر يا چادرى كه زنان لباس خود را از بالا بپوشند ( دهخدا ) ج : جلابيت .
( 2 ) زيان آشكار همين است .