خورشيد عالمآراى روى به شرف خويش آورده بود و نقشبند قضا به قلم تقدير چهرهء عرايس اشجار مىگشود و سوسن آزاد تيغ زبان به مدح خسرو روى زمين مىگشاد ، قلم ابداع صحن باغ و راغ به ديباى هفت رنگ بياراست و تيغ كوه و روى صحرا رشك نگارخانه چين شده :
[ شعر ] [ 1 ]
گيتى [ 2 ] ز بهر مقدم سلطان كامكار * فرشى فكنده بود ز ديباى زرنگار
از چشم ميغ ريخته درهاى بىدريغ * بهر نثار موكب ميمون شهريار
به هر ديار كه عنان موكب همايون رسيده ، سحاب نيسانى به قطرات امطار تراكم آن غبار نشانده و سوسن آزاد به ده زبان بر حاضران خوانده :
شعر
به لب غنچهء گل دست همايونش ببوس * به سر زلف صبا گرد ركابش بزداى
گفتى از براى [ 3 ] تهنيت قدوم خسرو جمشيد فر به زر و زيور ازهار باغ و راغ را پيراستهاند و از لطايف و بدايع انوار سعود فلك در يك مكان قران كرده
شعر
ز بهر مقدم سلطان عصر باد صبا * به باغ و راغ كشد فرش حلهء ديبا [ 4 ]
ز لاله معدن بيجاده گشته هر پشته * ز سبزه فرش زمرد كشيده هر صحرا
شده ز گردش گردون پير بار دگر * جهان چو بخت شهنشاه كامران برنا
شهى كه بندهء درگاه اوست قيصر روم * شهى كه چاكر دربان اوست خان ختا [ 5 ]
بعد از چند نوبت كه تيغ مهر جوشن سيمين سپهر چاك زد و قلم سيمين ماه صفحهء افلاك درنوشت ، « 1 » به طالع سعد و اختر همايون در ضمان دولت و اقبال و موكب عز و جلاى هماى رايت خورشيد فر روز چهارشنبه رابع [ 6 ] صفر - ختم بالخير و الظفر - سايه همايون بر دار السلطنهء [ 7 ] هرات - صانها الله تعالى عن الافات [ و البليات ] -
هامش
[ 1 ] . ت : بيت .
[ 2 ] . ت : گفتى .
[ 3 ] . م و ل : راى .
[ 4 ] . ت : حله و ديبا .
[ 5 ] . م و ت : خطا ، ل : ختاى .
[ 6 ] . ت : رابع عشر .
[ 7 ] . م : دار السلطنه همايون .
( 1 ) درنوشتن : درپيچيدن ، درنورديدن ( نفيسى ) . طى كردن ( دهخدا ) .