اصلى قوى با عز مراتب پادشاهى اثر نجابت و فضل الهى در ناصيهء مباركش پيدا و با شرف انتساب پدرى اختصاص اكتساب هنر او را حاصل :
شعر
فى المهد ينطق عن سعادة جده * اثر النجابة ساطع البرهان
باوجود حداثت سن با كمال بزرگان قرين و با سال اندك به دانش بسيار همنشين :
[ ع ] [ 1 ]
بلند همت و بسياردان و اندك سال
لذاذت [ 2 ] « 1 » ملاهى ذات شريفش را از اطوار پادشاهى بازنمىدارد و حلاوت رياست از مرارت دراست منع نمىكند ، اخلاق اطفال مانع مزاولت « 2 » حال ابطال نمىشود و تدراج صبى مانع ترقى بر مدارج عليا نمىگردد .
شعر
به فلك مىرود از روى چو خورشيد تو نور * « قُلْ هُوَ اللَّهُ أَحَدٌ [ 1 ] » « 3 » چشم بد از روى تو دور
تا نهال بنيتش به حسن تربيت آباء بزرگوار پرورش رفته است و شاخ فطرتش از مغارس سمو نمو گرفته به حكم [ 3 ] شواهد محاسن اخلاق و دواعى وفور استحقاق به رتبت امارت و محل ايالت بوده به امارت و حكومت تمامى خراسان و بلاد شرقى آن متعين فرموده فرمان شد كه به آن صوب متوجه شوند . ذات ملكى صفات بر موجب مثال واجب الامتثال و ركاب فلكفرساى در اوايل محرم الحرام [ 4 ] سنه سبع عشر و ثمانمايه از قشلاق مازندران به صوب خراسان منعطف گردانيد ، به موسمى كه
هامش
[ 1 ] . ت : بيت .
[ 2 ] . ت : ارادب .
[ 3 ] . ت : ندارد .
[ 4 ] . ت : ندارد .
[ 1 ] آيه 1 سوره 112 .
( 1 ) لذاذت : خوشمزه يافتن چيزى را ، مزه يافتن ( منتهى الارب ) .
( 2 ) مزاولت : اشتغال ورزيدن در كارى و رنج كشيدن در آن ، ادارهء كارى كردن ( نفيسى ) .
( 3 ) بگو ، او خداى يگانه است .