ذكر وقايع و حوادث [ 1 ] سنه سبع عشر و ثمانمايه
ذكر مراجعت اميرزاده بايسنغر بهادر از مازندران به خراسانات [ 2 ]
چون فصل زمستان به آخر رسيد و سپاه سرما روى به هزيمت نهاد ، حضرت اعلا اعلاه اللّه تعالى عزيمت ضبط و نسق ممالك عراق و آذربايجان در خاطر داشت .
فرزند ارجمند و سعادتمند مخدوم و مخدومزاده جهان و جهانيان ، سايه رحمت يزدان ، سلطان جوانبخت كامران :
شعر
جوان جوانبخت روشنضمير * به دولت جوان و به تدبير پير
مشيد معاهد عدل و انصاف ، ماحى « 1 » رسوم جور و اعتساف ، لعل كان مروت ، نگين خاتم فتوت ، معنى الطاف نامتناهى ، در صورت ظل الهى :
شعر
آن شاه شاهزاده كه بر اوج قدر او * نى خاطر يقين و نه وهم گمان رسد
- معز الحق و الدنيا و الدين - اميرزاده بايسنغر بهادر - خلدت فى ظلال والده المطاع مآثر سلطنته « 2 » - را كه دلايل پادشاهى در ناصيهء او واضح و مخايل بختيارى بر چهرهء او لايح و در استحقاق ملكپرورى و اعتناق پادشاهى و سراى اختصاص ابن السرى حاصل دارد و از شجرهء طيبه خاندان خانى و دوحهء [ 3 ] مباركهء دودمان برلاسى فرعى زكى است و در حياطت حريم دولت و محامات « 3 » حوزه مملكت
هامش
[ 1 ] . ت : ذكر حوادث و وقايع .
[ 2 ] . ت : خراسان .
[ 3 ] . ل : موچه .
( 1 ) ماحى : محوكننده ( نفيسى ) .
( 2 ) جاودان ماند در سايهء پدر مطاع او آثار خير سلطنتش .
( 3 ) محامات : حمايت كردن ( نفيسى ) .