منصورى باز مخالفت نموده و در غرهء جمادى الاول سنهء ست عشر و ثمانمايه به در خانهء خواجه جمال الدين صفوى « 1 » رفته در اردبيل و او را بيرون خوانده و خواجه جمال الدين را از عقيدت او خبر نبود . بعد از آنكه اين معنى آشكار [ 1 ] كرد ، قوت مخالفت نداشت . به ضرورت با او موافقت نموده بعد از آنكه اسباب و نقود و دواب « 2 » در معرض هرجومرج به باد داد و جان به ساحل نجات انداخت ، خواجه را در قلعهء فرج - كه در حدود اردبيل است - محبوس كردند و امير يوسف در حدود همدان بود كه ناگاه خبر رسيد كه اميرزاده اسكندر رسيد .
ذكر لشكر كشيدن اميرزاده اسكندر به عزيمت حرب امير [ 2 ] [ قرا ] يوسف و جنگ ناكرده معاودت نمودن
اميرزاده اسكندر بعد از آنكه ممالك فارس بتمامها چندگاه در تصرف او بماند و عراق بدان مضاف و منضم شد ، اصفهان را پايتخت ساخته عمارات بسيار فرمود چه از ربض و قلعه و چه به جهت خاصه و در آن عمارات تكلفات بىحد كرد و اساس سلطنتى نهاد كه ملوك عجم باوجود بسطت مملكت عشر عشير آن نكردهاند . تا در اين تاريخ لشكرى سنگين از امراى بهرام صولت پيلافكن و مردان دلاور شمشيرزن كه به روز حرب زلزله در دل سنگ و ولوله بر اعضاى پلنگ اندازند ، جمع كرد و به راه لرستان روان گشته به حدود نهاوند « 3 » رسيد و از آن طرف امير [ 3 ] [ قرا ]
هامش
[ 1 ] . ت : انكار .
[ 2 ] . ت : « امير » ندارد .
[ 3 ] . ت : ندارد .
( 1 ) ممكن است خواجه جمال الدين صفوى ، برادر سلطان على خواجه ( سياهپوش ) نوهء شيخ صفى الدين اردبيلى باشد . ( - والتر هينتس ، تشكيل دولت ملى در ايران ترجمهء كيكاوس جهاندارى ، ص 162 .
( 2 ) دواب : حيوانات سوارى و باركش مانند اسب و استر و خر و شتر و فيل و گاو و گاوميش ( نفيسى ) .
( 3 ) نهاوند : نهاوند شهرى از ايالت جبال بوده است ، دورش دوهزار گام بود ، - حمد الله مستوفى - نزهه ص 83 ، نهاوند در 64 كيلومترى جنوب باخترى ملاير واقع شده است .