اصل سرورى ، امير و اميرزاده محمد جهانگير بن اميرزاده محمد سلطان - خلدت ايام معدلته و طاب ثراه - آورد .
ذكر قشلاق فرمودن حضرت سلطنت شعارى در مازندران و عزيمت يورش [ عراق و ] آذربايجان
در اين سال حضرت سلطنت شعارى - خلد الله تعالى ملكه و سلطانه - عزيمت آن فرمود كه قشلاق در مازندران گذراند و سبب آن بود كه پيش از اين تاريخ بعد از واقعه امير بزرگ - انار الله برهانه - انقلاب [ 1 ] بسيار در بلاد عراق عرب و آذربايجان - چنانچه شمهاى از آن معروض گشته است - به وقوع رسيده بود و قضيهء هايلهء امير و اميرزادهء سعيد شهيد مغفور [ 2 ] مبرور اميرانشاه بهادر - نور الله مرقده - واقع شده و امير [ 3 ] [ قرا ] يوسف تركمان در آن بلاد دست تسلط برآورده و پاى از حد خود بيرون نهاده .
در همان ايام كه اين صورت به وقوع پيوست ، حضرت سلطنت شعارى را داعيهء حركت بدان جانب و انتقام از مخالفان بود . فامّا فتنههائى كه در بلاد ماوراء النهر و خراسان و بلخ و طخارستان و زابل « 1 » و كابل تا هندوستان [ 4 ] به سبب اختلاف مهتران سپاه و دوهوائى « 2 » اعيان مملكت به وقوع پيوست - چنانچه مشروح و مفصل گشته - مانع و وازع « 3 » ركضت همايون بود ، فرصت آن نمىشد كه بدان طرف پردازد . چون به عون عنايت يزدانى و تائيد دولت آسمانى و يمن طالع ميمون و فر بخت روزافزون ، تمامى بلاد مذكور مسخر و مضبوط گشت و خاطر خطير و ضمير منير از كليات آن ممالك فارغ آمد و به تدبير صائب و راى منير عرصه
هامش
[ 1 ] . ت : انقلابات .
[ 2 ] . ت : ندارد .
[ 3 ] . ت : ندارد .
[ 4 ] . م : هندستان .
( 1 ) زابل : نام ولايت سيستان است كه آن را زاولستان يا زاول هم گفتهاند . گرمسير است و در او ميوههاى بسيار و شكارگاه خوب و علفزارهاى بسيار دارد . ( حمد الله مستوفى - نزهه - صفحه 179 ) .
( 2 ) دوهوائى : اختلاف ، دودستگى ، خصومت ( دهخدا ) .
( 3 ) وازع : بازدارنده ، بالغ ( منتهى الارب ) .