تخطي إلى المحتوى الرئيسي

زبدة التواريخ ( فارسى ) — صفحة 490

مساهمون:

ص٤٩٠
به انوار ازهار پيراسته ، اندرون آن باغ ارم و بيرون [ 1 ] آن خوش و خرم بغال « 1 » هلال نعال و اسب صبا رفتار و بختيان « 2 » كوه‌پيكر به قطار پربار و نقد و جنس بىحد و شمار : [ بيت
از گهر ريز سلاطين و زرافشان ملوك * شام را در در كنار و صبح را زر در دهان ]
اكاليل « 3 » مجوهر « 4 » و خلاخل « 5 » معنبر « 6 » ملبوسات فاخر مرصع به فنون جواهر مهذب و مرتب اسباب طرب و نشاط ساخته و پرداخته تعبيه‌هائى كه رشك گنبد مقرنس بود ، بسته شد . چمنهاى باغ را در فصل تابستان گلهاى ارغوانى و حله‌هاى زعفرانى پديد آمد و به انواع اسلحه و آلات مصقل « 7 » از هر گوشه چون آفتاب مى - تافت . منجمان ماهر احتياط طالع اختيار كرده به روز سعد و ساعتى مبارك و اخترى خجسته و فالى مسعود ، اكابر و اشراف و ائمه و سادات و علما و قضات را به مقام باغ زاغان جمع كرده ، در روز پنجشنبه جمادى الاخر سنهء ست عشر و ثمانمايه درى كه در صدف خاندان كريم پرورده [ 2 ] بود ، در عقد نكاح امير و اميرزاده اعظم نبوى - الاخلاق و ملكى الشيم ، نسيب الابوين ، حسيب الطرفين ، خلاصهء نسل مهترى و نقاوه [ 3 ] « 8 »
هامش
[ 1 ] . ت : برون . [ 2 ] . م : پرور . [ 3 ] . م و ل : ندارد . ( 1 ) بغال : ج بغل و بغله ، استران ، مراكب راهوار ( دهخدا ) . ( 2 ) بختى : شتر قوى دراز گردن ، قسمى شتر ، شتر خراسانى ، نوعى از شتر قوى و بزرگ سرخ رنگ ( دهخدا ) . ( 3 ) اكاليل : ج اكليل ؛ تاجها ، سربندها ، افسرها ( معين ) . ( 4 ) مجوهر : زينت شدهء با جواهر ، جواهر نشان ( دهخدا ) . ( 5 ) خلاخل : ج خلخال . ( 6 ) معنبر : معطر ، خوشبوى شده با عنبر عنبرين ( نفيسى ) . ( 7 ) مصقل : ابزارى كه بدان جلا مىدهند و صيقل مىزنند و زنگ چيزى را مىزدايند ( نفيسى ) . ( 8 ) نقاوه : برگزيده ، خلاصه ( غياث ) .
زبدة التواريخ ( فارسى ) — صفحة 490 | سيد كمال حاج سيد جوادى / عبدالله ابن لطف الله ( حافظ ابرو )