تخطي إلى المحتوى الرئيسي

زبدة التواريخ ( فارسى ) — صفحة 489

مساهمون:

ص٤٨٩

ذكر وقايع [ و حوادث ] سنه ست عشر و ثمانمايه .

ذكر تزويج اميرزاده اعظم جوانبخت محمد [ 1 ] جهانگير بن اميرزاده اعظم محمد سلطان بهادر

حضرت سلطنت شعارى - خلد الله تعالى ملكه و سلطانه - ارتسام « 1 » اوامر الهى و امتثال حكم نبوى را - عليه الصلاة و السلام - در جملگى عزايم التزام نموده و مىنمايد . بنابر سنت الهى خواست كه گوهر شب‌افروز كه در حصن حصانت بنيان عقل و رزانت تربيت يافته است ، با كفوى « 2 » مناسب امتزاج دهد و ازدواج فرمايد [ 2 ] بريد انديشه را گرد جماعت جولان داد ، بعد از « طول الاستشارة » از راه مرحمت و شفقت كه درباره صلهء رحم دارد ، هم از ارومهء « 3 » خود و جرثومهء « 4 » برلاسى اتفاق كرده براين اختيار مزيدى نيافت . چون براين قضيه يك جهت گشت ، اين حكم به نفاذ انجاميد . از دور و نزديك وضيع و شريف نثارها آوردند و توانگر و درويش زرافشانيها كردند . امرا هريك بعد از ترتيبات ديگر ، يك دست رخت فراشخانه از خيمه و خرگاه و مطبخ و آبخانه « 5 » و سايه‌بان و شاميانه مرتب گردانيده از فاخرات ثياب « 6 » به كردار قبه خضرا و نمودار گنبد اعلا ، اشكال آن از كثرت نقش‌بندى و ملاحت رنگ‌آميزى آسمانى نمود به مصابيح « 7 » انوار كواكب آراسته و بوستانى
هامش
[ 1 ] . ت : اميرزاده جهانگير بن اميرزاده محمد سلطان . [ 2 ] . ت : با كفوى مناسب ازدواج دهد . ( 1 ) ارتسام : فرمان بردن ( منتهى الارب ) امتثال امر ، فرمان به جاى آوردن ( دهخدا ) . ( 2 ) كفو : همتا ، مانند ، هم‌جنس ، هم‌شأن ، همسر ( دهخدا ) . ( 3 ) ارومه : بن درخت ، ريشهء درخت ، بيخ درخت و جز آن ، اصل ، اساس ، مجازا نسل ، اهل ، آل ، خاندان . ( دهخدا ) . ( 4 ) جرثومه : اصل و بن هر چيز ( منتهى الارب ) . ( 5 ) آبخانه : جائى معلوم براى قضاى حاجت . ( دهخدا ) . ( 6 ) ثياب : ج ثوب ، جامه‌ها . ( 7 ) مصابيح : ج مصباح ، چراغ ( غياث ) .