سوجو و وانگ چنگ ، صره سون قويجى باجمعهم فرستاديم با تهنيت و خلعت كمخاها و ترغوها « 1 » و غيرها تا صدق ما ظاهر گردد . بعد از اين كسان فرستيم تا آىورو كنند « 2 » تا راه منقطع نشود تا تجارت و كسب به مراد خويش كنند . خليل سلطان برادر [ 1 ] زاده تست ، مىبايد كه وى را نيكو تربيت نمائى تا حقزادگى [ 2 ] خويش به جاى آورده باشى . تو مىبايد كه به صدق و راى ما متابعت نمائى اين است كه اعلام گردانيده مىشود . « 3 »
دو مكتوب ديگر همراه آن مكتوب فرستاده بودند : يكى بيلاكاتى كه فرستاده بودند ، در آنجا متصل گردانيده و يكى بر مثال خط راه كه ايلچيان را باشد . و در هر مكتوبى به زبان فارسى و خط فارسى نبشته و در همان مكتوب به خط مغولى مضمون سخن به زبان و به خط [ 3 ] تركى نبشته و هم در آن مكتوب به خط ختائى همان مضمون به زبان خود نبشته .
حضرت سلطنت شعارى - خلد الله تعالى ملكه و سلطانه - مكتوبات ايشان را اصغا فرموده دقايق آن را به فكر دوربين ادراك نمود و بعد از احاطت علم به معرفت غوامض اغراض و اطلاع بر مقاصد ملتمساتى كه مطوى « 4 » آن بود به اسعاف مقرون [ 4 ] گردانيد و از مستدعيات هيچ نماند كه به انجاح نرسيد و به جهت فراغ بال و استمالت خاطر ايلچيان مثال عالى نفاذ يافت كه كافه اركان دولت و عموم اكابر حضرت اعزاز و اكرام ايشان نمايند و به حكم فرمان در احترام و بزرگ داشتن ايشان مبالغتها نمودند و هريك از امراى ايشان را علىحده طويهاى سنگين كردند .
هامش
[ 1 ] . م و ت : دادر ، ل : داده .
[ 2 ] . ت : بزرگى .
[ 3 ] . ت و ل : ندارد .
[ 4 ] . ت : معرفت .
( 1 ) ترغو : نوعى بافتهء ابريشمى سرخ رنگ باشد ( برهان ) .
( 2 ) آىورو كردن ، آمدوشد كردن ( در فرهنگها ديده نشد ) .
( 3 ) در مورد اين مكتوب - دكتر عبد الحسين نورائى - اسناد و مكاتبات تاريخى ايران ص 131 و 132 كه البته مكتوبى كه در اين كتاب زبدة التواريخ آمده است در بعضى عبارتها با مكتوب چاپ شده در كتاب اسناد و مكاتبات تاريخى ايران فرق دارد ، اما مفهوم يكى است .
( 4 ) مطوى : درپيچيده ، لوله كرده ، بر هم نهاده ( دهخدا ) .