تخطي إلى المحتوى الرئيسي

زبدة التواريخ ( فارسى ) — صفحة 458

مساهمون:

ص٤٥٨
نظم
ز آثار قدومش شد جهان چون جنت اعلا * ز اعلام سپاهش شد هوا چون لعبت آذر ]
تباشير صبح نجح از افق مراد پيدا آمد ،
« بَلْدَةٌ طَيِّبَةٌ وَ رَبٌّ غَفُورٌ
[ 1 ] « 1 » » صفت و صورت حال ساكنان اين خطه گشت .
[ اهنى قوما انت فيهم مخيم * و احمد ارضا انت فيها مطنب ] « 2 »
بر عادت گذشته در اظهار شعار شرع و منار اسلام تاكيدى به سزا رفت و بناى طاعات و اركان خيرات افراشته آمد ، خاص و عام را در ظل عاطفت و حجر عنايت ماوى داده از انعام شامل و احسان كامل حظى وافر و نصيبى وافى ارزانى داشت . كرم عميم و لطف جسيم در حق كافهء خدم و حشم « على اختلاف طبقاتهم و تفاوت درجاتهم » لازم شمرد و دلهاى خاص و عام در هواى ولاى دولت قاهره - ادام الله دامت السموات و الارض « 3 » - تاليف داد و در تجرى فراغ و توخى « 4 » رفاهيت [ 1 ] انصار ملك و اعضاد « 5 » دولت باقصى الغاية و ابعد النهايه برسيد .

ذكر رسيدن ايلچيان ختاى

در اين ولا از ولايت ختاى [ 2 ] ايلچيان از پيش داى منگ « 6 » خان پادشاه چين و
هامش
[ 1 ] . ت : ندارد . [ 2 ] . م و ت : خطاى . [ 1 ] آيه 15 سوره 34 . ( 1 ) كه شهرى پاكيزه و پروردگارى آمرزنده ( داريد ) . ( 2 ) تهنيت مىگويم به مردى كه تو در بين آنان خيمه زده‌اى - و ستايش مىكنم سرزمينى را كه تو در آن سكونت گزيده‌اى . ( 3 ) تا آسمانها و زمين برپاست خداوند او را مستدام بدارد . ( 4 ) توخى : صواب جستن ( نفيسى ) . خشنودى خواستن ( منتهى الارب ) . ممكن است « نزخى » باشد از « رخاء » : فراخى نعمت و آسايش ( جامع ) . ( 5 ) اعضاد : ج عضد ، به معنى بازو ، و از مرفق تا كتف ( دهخدا ) ، انصار ملك و اعضاء دولت . ( 6 ) منگ : يا مينگ ، عنوان سلسلهء پادشاهى مينگ است كه جاى مغولها را در چين گرفتند . -