چون نزهتگاه خلد آراسته ايلچيان اداى رسالت و ابواب سفارت تبليغ كردند و مكتوبى رسانيدند بدين عبارت :
سواد مكتوب پادشاه ختاى
داى منگ پادشاه معظم نامه ارسال مىفرمايد به ديار سمرقند ، مر شاهرخ بهادر را . ما فكر مىكنيم خداوند تعالى جميع خلايق بيافريد آنچه در ميان آسمان و زمين است تا هريكى به راحت و رفاهيت باشند . ما به تائيد امر خداوند تعالى ، خداوند ممالك [ 1 ] روى زمين گشتهايم به متابعت حكم الهى جهاندارى مىكنيم . سبب اين ميان دور و نزديك فرق نمىكنيم ، همه را برابر و يكسان نگاه مىداريم . پيش از اين شنيديم كه تو نيك عاقل و كاملى و از همگنان بلندترى به امر خداوند [ 2 ] تعالى اطاعت مىنمائى ، رعايا و عساكر را پرورش داده دربارهء همگنان احسان و نيكوئى رسانيده ، سبب آن نيك شاد گشتيم ، على الخصوص ايلچى فرستاديم تا كمخا « 1 » و ترقو « 2 » خلعت [ 3 ] رسانيد . چون كه ايلچى آنجا رسيد ، تو نيك تعظيم امر ما نموده و مرحمت ما را نيك ظاهر گردانيده همه خرد و بزرگ شاد گشتهاند . فى الحال ايلچى فرستادى تا خدمت و تحفه اسبان و متاعهاى آن ديار رسانيد به جد صدق نمودن ترا ديديم كه شايستهء ستايش و نوازش باشى . پيشتر دور مغول به آخر رسيد ، پدر تو تيمور فوما « 3 » به امر خداى تعالى اطاعت آورده تاى زو پادشاه اعلاى ما را خدمت نموده و تحفهء ايلچيان منقطع نگردانيده . سبب اين مردمان آن ديار را [ به سعادت امان رسانيده اكنون پدر تو وفات يافت . تو به علم و كياست لايق و شايسته آن مراتب و منازل مردمان آن ديار را ] امان داده و همگنان را دولتمند گردانيده ، ديديم كه تو به همت و روش پدر نيك متابعت نمودهئى اكنون دو جيحون باى از كسان و هزاره
هامش
[ 1 ] . ت : ندارد .
[ 2 ] . ت : خداى .
[ 3 ] . ت : خدمت .
( 1 ) كمخا : ( به فتح يا به كسر خاء ) مخفف كمخا . جامهء منقشى را گويند كه به الوان مختلف بافته باشند ( دهخدا ) . و نيز ( - لغتنامه زبدة ) .
( 2 ) ترغو ، ترقو : نوعى از بافتهء ابريشمى سرخ رنگ ( برهان ) .
( 3 ) فوما : به زبان چينى به معناى داماد كه همان گوركان است يعنى تيمور گوركان . ( - دكتر عبد الحسين نوائى - اسناد و مكاتبات تاريخى ايران ص 132 ) .