ماچين رسيدند . فرمان همايون به نفاذ انجاميد تا شهر و بازار را آذين [ 1 ] بندند . سكان و قطان « 1 » هرات - صانهم الله تعالى عن الافات - هر صنعتورى هنر خويش ظاهر گردانيده به آلاتى كه در صنعت او خوبتر و بهتر بود ، دكان خود را آراسته كرد و بواقى كويها و محلات هر كجا راه عامه بود ، به جامههاى ابريشمين و قاليهاى خوب و نخ و نسيج و طرف و ظرف بياراستند . [ 2 ] اياوين « 2 » دروب از اثوبهء « 3 » قيمتى و انواع اقمشه مانند گلستان و غرفات « 4 » دكاكين اسواق به اسلحه و آلات حرب چون آفتاب و كواكب درافشان . امرا به رسم استقبال بيرون رفتند و مقدم ايشان را بر خود مبارك داشت . اسباب طرب و نشاط ساخته گردانيده ايشان را به هيأت تعظيم و تكريم به شهر درآوردند . زمانى چون روز جوانى فرحافزاى و هنگامى مانند شب وصل غوانى « 5 » غمزداى در باغ زاغان به بساط بوس بندگى حضرت سلطنت شعار مشرف گشته سرير دولت از طلعت متلالى « 6 » ممثل « 7 » حامل آفتاب شده و محاط بارگاه گردون اشتباه محيط كردار [ مركز ] وفود « 8 » لهو و نشاط آمده بزمگاهى و بارگاهى
هامش
- ( - علاء الدين آذرى - تاريخ روابط ايران و چين ص 112 ) و نيز به تاريخ تمدن ويل دورانت بخش سوم مشرق زمين گاهواره تمدن ، به ترجمه آريانپور ص 1041 رجوع شود ، ويل دورانت دودمان مينگ را از ( 1368 - 1644 ) مىداند ، دو امپراتور نخست از سلسلهء پادشاهى مينگ عبارتند از تاى تسو ، كه از سال 1368 الى 1399 م حاكم بوده و دومى از 1403 تا 1425 م برابر 806 هجرى تا 829 هجرى بنام « چنگ تسو » بوده است ، كه معاصر شاهرخ مىشود ، - ويل دورانت ج / 3 ص 1041 و 1027 ) .
[ 1 ] . ت : ائين .
[ 2 ] . م : بياراست .
( 1 ) قطان : ج قاطن ، مقيم ، اقامتكننده ، باشنده ، متوطن ( نفيسى ) .
( 2 ) اياوين : ج ايوان ( نفيسى ) .
( 3 ) اثوبه : ج ثوب ، جامه .
( 4 ) غرفات : ج غرفه ، غرف .
( 5 ) غوانى : ج غانيه ، زنان آوازخوان ( دهخدا ) .
( 6 ) متلالى : درخشان و تابان ( نفيسى ) .
( 7 ) ممّثل : مصور كرده ، تصوير شده ، مجسم گشته ( نفيسى ) .
( 8 ) وفود : به رسولى آمدن نزد كسى ، رسالت ، پيامآورى ( دهخدا ) .