دستبردى نمودند كه امرائى كه به محاصره متعين بودند ، به يك اسب و تازيانه بيرون رفته به امراى اردوى اميرزاده اسكندر رسيدند و چون به عرض اميرزاده اسكندر رسيدند [ 1 ] اميرزاده اسكندر بر ايشان غضب فرموده هريك از آن سرداران را تأديبى تمام و مالشى مالا كلام نمود به مرتبهئى كه بيان قوچين را معجر پوشانيد و خواجه محمود خوارزمى را ريش تراشيد ، سرخاب [ 2 ] و سفيد آب ماليده و گرد اردو گردانيده [ 3 ] چنانچه موجب عبرت [ عالميان از ] ترك و تازيك و دور و نزديك شد .
و هم در اين اثنا اميرزاده اسكندر اميرزاده عبد الصمد را به جانب خبيص « 1 » فرستاد ، اهل كرمان چون از توجه امير عبد الصمد به جانب خبيص واقف شدند ، سلطان حسين را با لشكرى آراسته به دفع او فرستادند . چون به يكديگر رسيدند ، ميانه ايشان حربى سخت واقع شد ، يكى از اصحاب امير عبد الصمد زخم خورده و گريخته به جانب اميرزاده اسكندر رفت و تقرير كرد كه جمعى كثير از كرمان آمدهاند ، چنانچه امير عبد الصمد از مقاومت ايشان عاجز است . اميرزاده اسكندر امير جلپانشاه برلاس را كه رستم زمان بود [ 4 ] با جمعى به مساعدت امير عبد الصمد تعيين فرمود .
هنوز امير چلپانشاه بديشان نرسيده بود كه امير برهان الدين [ 5 ] عبد الصمد لشكر كرمان را منهزم گردانيده مراجعت نموده بود و امير فاضل را به ولايت بم فرستاده بودند او نيز آن [ 6 ] نواحى را تاخت كرده به اردوى اميرزاده اسكندر رسيد چون احوال بدين مثابه رسيد ، [ 7 ] اميرزاده اسكندر بر در كرمان نزول فرمود . اهل كرمان از در
هامش
[ 1 ] . ت : رفتند تا به اردوى اميرزاده اسكندر رسيدند .
[ 2 ] . م : سرخى .
[ 3 ] . ت : از « به مرتبهئى » تا اينجا ندارد . همين عبارت در حاشيه م آمده است .
[ 4 ] . ت : « برلاس را كه رستم زمان بود » ندارد .
[ 5 ] . ت : « برهان الدين » ندارد .
[ 6 ] . ت : « فرستاده بودند او نيز آن » را ندارد .
[ 7 ] . ت : « چون احوال بدين مثابه رسيد » ندارد .
( 1 ) خبيص : نام بلوكى است به شرقى شهر كرمان و در شمال و شرق خبيص كوير لوت و به جانب جنوبش نرماشير و بم قرار دارد . حافظ ابرو در جغرافياى خود ضمن توصيف ناحيهء خوسف ( در هفت فرسنگى جنوب غربى بيرجند ) ، نوشته است : . . . بر آن طرف بيابان از حدود كرمان خبيص و نواحى آنست ( نسخه مخطوط ملك ) خبيص به عنوان موضعى كه بر سر راه خراسان به كرمان داخل كوير قرار داشته معروف بوده است .
( دهخدا ) . و نيز - احمد على خان وزيرى . جغرافياى كرمان ( ص 90 - 89 ) ، در دورههاى اخير به نام « شهداد » خوانده شده است .