ذائِقَةُ الْمَوْتِ
[ 1 ] » « 1 » براى خواص و عوام مالامال كرده اين حال را امرى مطاع واجب - الاتباع بايد دانست و بر مقتضاى
فَاصْبِرْ صَبْراً جَمِيلًا
[ 2 ] « 2 »
وَ بَشِّرِ الصَّابِرِينَ الَّذِينَ إِذا أَصابَتْهُمْ مُصِيبَةٌ قالُوا إِنَّا لِلَّهِ وَ إِنَّا إِلَيْهِ راجِعُونَ
[ 3 ] « 3 » پاى در دامن صبر و سكون [ 1 ] بايد كشيد تا ثواب جزيل و اجر جميل حاصل گردد ، چه تسليم و رضا به حكم قدر و قضا وظيفهء عقل رهنماى و طريقهء راى عالمآراى است . پس در وقوع نوايب و نزول مصايب صبر و تسليم را سرمايهء كار و پيرايهء روزگار خويش ساختن پسنديدهتر و به نيل مرضات حق عز و جل كه در دو جهان مقصود اخيار « 4 » و مطلوب ابرار است ، نزديكتر . ايشان به جزاى اعمال خويش رسيده بىشك مساعى كه در خيرات نمودهاند ، مشكور گشته باشد و اگر زلتى كه بنى آدم از آن معصوم نتواند بود از ايشان در وجود آمده مغفور و معفو شده باشد . اما آدمىزاد را در امثال اين وقايع از دور ايام حيات نفرتى حاصل مىشود و با سپاه اين حوادث صفوت ورد زندگانى به كدورت مبدل مىگردد . پس عاقل بايد كه بهنظر بصيرت در دنيا كه لذات او چون روشنائى برق و تاريكى ابر بىدوام و ثبات است ، تامل نموده بداند كه مثل آدمى و احوال او و سرانجام و مآل او : [ 2 ]
شعر
هست اندوه و درد و حسرت و آه * انديشهء شب ، غم سحرگاه
از ضربت قهر او نرسته * نى شاه و گدا نه پير و برناه
هركس كه در او مقام دارد * مانند مسافرى است بر راه
هامش
[ 1 ] . ت : سكوت .
[ 2 ] . ت : « سرانجام مآل او » ندارد .
[ 1 ] قسمتى از آيه 185 سوره 3 و 35 سوره 21 .
[ 2 ] آيه 5 سوره 70 .
[ 3 ] قسمتى از آيات 155 و 156 سوره 2 .
( 1 ) همهكس چشنده مرگ است .
( 2 ) پس صبر كن ، صبرى پسنديده .
( 3 ) و صابران را نويد ده ، آنها كه چون مصيبتى رسدشان گويند ، ما متعلق به خدائيم و به سوى او بازمىگرديم .
( 4 ) اخيار : ج خير ، نيكان ، برگزيدگان ، نيكوتران ، مردان بسيار خير ( دهخدا ) .