به طالع سعد و اختر همايون حضرت سلطنت شعارى - كه هميشه روزگار غلام و فلك تابع احكام او باد - قصد مراجعت و عزيمت حركت نموده از كان گل كوچ فرموده به كوكگنبد [ 1 ] « 1 » نزول كرد . در آن منزل حرم اميرزاده احمد ميرك [ 2 ] از سر صفاى عقيدت و هوادارى و خلوص طويت و دولتخواهى كمر انقياد و فرمانبردارى بسته به بساط بندگى حضرت رسيد و به انواع نوازش و تربيت و احسان و عاطفت مخصوص شد . [ 3 ] و امير اعظم امير شاه ملك نيز هم در آن منزل شريف دستبوس دريافته [ 4 ] ، برقرار سابق به محل و مرتبت خويش فرود آمد و امير و اميرزاده اعظم اعدل - مغيث الحق و الدين - الغ بيك گوركان - خلد [ الله ] ملكه - در آن منزل [ 5 ] طوى عظيم كرد و پيشكشهاى پادشاهانه به عرض رسانيد و امير [ 6 ] شيخ حسن كه برادر امير [ 7 ] شيخ نور الدين بود ، ايل و ارختاى [ 8 ] « 2 » او را سركرده كسان او را ضبط نموده با بندگى حضرت سلطنت شعارى اظهار اذعان و انقياد نموده . بندگى حضرت توكل چهره را پيش او فرستاد كه اگر دعوى ايلى مىكنى ، مىبايد كه تومان آقا [ 9 ] را پيش ما [ 10 ] فرستى .
و چون ميان امير شاه ملك و اميرزاده الغ بيك بهادر اندك حكايتى پيدا شده بود ، بنابر آن معنى امير شاه ملك را فرمان شد كه مصاحب اردوى همايون متوجه خراسان گردد و ركاب فرقدساى بر سمت هرات كه مركز رايت دولت و مستقر سرير جلالت و قبلهء [ 11 ] جهانداران گيتى و كعبهء تاجوران روى زمين است ، روان شد .
چون به دار الامان هرات نزول فرمودند ، بعد از چند روز مهد بانوى عظمى تومان آقا برسيد . حضرت سلطنت شعارى در توقير و تعظيم او كوشيده او را به محل عالى و مكان متعالى فرود آوردند و حضرت بلقيس زمان و قيدافهء « 3 » دوران
هامش
[ 1 ] . ت : كوگنبد .
[ 2 ] . ت : ميرك احمد .
[ 3 ] . ت : گشت .
[ 4 ] . ت : به شرف زمين بوس دريافت .
[ 5 ] . ت : موضع .
[ 6 ] . ت : ندارد .
[ 7 ] . ت : ندارد .
[ 8 ] . در ت اين كلمه خط كشيده شده و در حاشيه « الوس » نوشته شده .
[ 9 ] . ت : آغا .
[ 10 ] . ت : بدين جانب .
[ 11 ] . ت : ندارد .
( 1 ) كوكگنبد : بنا به نوشته مير خواند كوكگنبد از توابع مرو بوده است ( حبيب السير ج / 4 ص 118 ) و ظاهرا در كنار راه مرو به سمرقند بوده است ( مجمل فصيحى ص 206 ) .
( 2 ) ارختاى : مطلق رخت ، ( دهخدا ، ذيل ارخته ) .
( 3 ) قيدافه : طبق روايات ملكهء اندلس و معاصر اسكندر بود ( معين ) .