ذكر وقايع و حوادث سنه اربع عشر و ثمانمايه الهجرية الهلالية [ 1 ] « 1 »
در مفتح اين سال اميرزاده عمر شيخ بن اميرزاده پير محمد از جانب عراق و فارس به خراسان پيش بندگى حضرت آمد و سببش آن بود كه چون اميرزاده اسكندر در ممالك فارس و عراق صاحب اختيار شد و جماهير و صناديد آن ديار روى به استقبال ركاب او آوردند و از صدق نيت و خلوص عقيدت در ربقهء طاعت و تباعت [ 2 ] او منتظم گشت ، همت و نهمت به ضبط ممالك و حفظ مسالك ملك خويش گماشت .
در امور ملكى معنى كلام مامون را به خاطر گذرانيد كه فرموده است « اقرباء المرء بمنزلة الشعر من الجسد فمنه ما يخدم و يكرم و منه ما يخفى و ينفى » : خويشان مرد به منزلت موىاند بر تن ، بعضى از آن را بيارايند و عزيز گردانند و بعضى را بسترند و دور كنند . بنابر مصلحت [ 3 ] ملك كه « لا قرابة بين الملوك [ 4 ] » « 2 » به عواطف قرابت و شوافع [ 5 ] « 3 » اخوت نظر نكرد . به جهت احتياط و صلاح وقت ، مصلحت در آن ديد كه برادرزادگان خود اميرزاده عمر شيخ بن اميرزاده پير محمد و اميرزاده سلطان على بن اميرزاده رستم را از خطه مملكت و حوزه سلطنت خود به طرفى روانه گرداند ، [ 6 ] چه ايشان را استعداد سمت سرورى و ملكدارى از روى وراثت و استحقاق متعين بود ، متوهم گشت كه ناگاه دواعى حسد در حركت آيد و جماعتى صاحب غرض اغرا و اغواى ايشان كنند و ايشان را بر آن دارند كه مستدعى طلب ملك گردند و در مشرع « 4 » مخالفت خوض نمايند و بدان سبب فسادى واقع گردد و فتنهئى متولد شود كه از آن وهنى به قواعد ملك و خللى به جلال سلطنت او پيوندد . اگر چند ايشان
هامش
[ 1 ] . ت : الهجرية الهلالية ندارد ، ل : الهجرة النبوية .
[ 2 ] . م و ل : ساعت ( ؟ ) .
[ 3 ] . ت : مصلحتى .
[ 4 ] . ت : لا قرابة بين الملك .
[ 5 ] . ت : شوامغ ( ؟ ) .
[ 6 ] . م و ل : گردانيد .
( 1 ) سال 814 هجرى قمرى .
( 2 ) خويشاوندى بين پادشاهان نيست .
( 3 ) شوافع : ج شافع ، وسايل و وسايط ( دهخدا ) .
( 4 ) مشرع : آبشخور ( دهخدا ) .