تخطي إلى المحتوى الرئيسي

زبدة التواريخ ( فارسى ) — صفحة 395

مساهمون:

ص٣٩٥
مفاوضه‌ئى منطوى « 1 » بر معانى و الفاظى كه طراز وسايل گذشته تواند بود و روى رزمهء ذرايع ماضى تواند شد ، فرستاده مواد اعتقاد بدان الطاف
« أَضْعافاً مُضاعَفَةً
[ 1 ] » « 2 » شد و امداد اعتماد بدان كرامت يكى هزار گشت . وقوف بر آن معانى موجب زيادت رغبت در ثبات قدم بر جاده و داد و اتحاد آمد و از كلماتى كه به زبان فصيح اميرابان تقرير رفته بود و حكاياتى كه با بيان عذب او حواله افتاده ، استنشاق روايح مصافات در شيوهء موالات تام استيناف « 3 » كرده آمد ، در تواضع و تذلل دقيقه‌ئى نامرعى نگذاشته ، مضمون آنكه بنده و خدمتكار آن حضرتم و به هرچه فرمايند ، مطيع و فرمانبردار . توقع و التماس از اعطاف حضرت سلطنت شعارى آنكه همين طريقه مرعى داشته در رفع حجاب مغايرت و بيگانگى و فتح باب مودت و يگانگى كوشيده راه مراسلت و مكاتبت كه هنگام مهاجرت و مفارقت سلوت مخلصان بدان تواند بود ، مفتوح داشته به سخن صاحب غرض و فتان التفات ننمايند و به خدمات لايقه اشارت عالى دريغ ندارند تا در اتمام آن اثر دولتخواهى و يك جهتى به ظهور رسانيده غايت جهد مبذول داشته آيد ، انشاء الله وحده العزيز .

ذكر قضايايى كه در اين سال هشتصد و سيزده در عراق عجم واقع شد و به ظهور پيوست . [ 1 ]

چون اميرزاده اسكندر بعد از واقعه برادر ، ممالك فارس بىمانعى و منازعى به دست آورد ، همت و نهمت بر تسخير عراق عجم و توابع آن گماشته عبد الصمد و امير صديق را با جمعى به حدود اصفهان فرستاد . چون ايشان به ورزنه رسيدند ، اميرزاده رستم از اصفهان با لشكرى بيرون آمد و ايشان را محاصره كرد . اين خبر
هامش
[ 1 ] . ت : در عراق واقع شد . [ 1 ] قسمتى از آيه 130 سوره 3 . ( 1 ) منطوى : پيچيده ، و نورديده شده ( نفيسى ) . ( 2 ) افزودن‌هاى مكرر . ( 3 ) استيناف : از نو گرفتن ( تاج المصادر ) ، نو كردن ، تجديد ، از سر گرفتن كار و آغاز كردن آن ( دهخدا ) .
زبدة التواريخ ( فارسى ) — صفحة 395 | سيد كمال حاج سيد جوادى / عبدالله ابن لطف الله ( حافظ ابرو )