بودند و بدان حدود فرستاده و خود متوجه بساط بوس بندگى حضرت گشته ، امرا و اركان دولت را شفيع انگيختند تا سخن ايشان را به عرض رسانيده شرف بساط - بوس دريافتند . بندگى حضرت گناه ايشان عفو فرموده حشم ايشان را بر ايشان مسلم داشت و ايشان را بدان طرف بازگردانيد [ و السلام ] .
ذكر فرستادن شيخ زين الدين به [ طرف ولايت ] سجستان و نيمروز [ 1 ]
در سال مقدم - [ كه ] ذكر آن گذشت - كه [ بندگى ] حضرت سلطنت شعارى به جانب سيستان [ 2 ] رفته بود و لشكر در آن مواضع خرابى بسيار كردند [ 3 ] و مراجعت نموده ، حكام سيستان [ 4 ] [ خواستند ] كه استصلاح « 1 » احوال خود كنند تمهيد معذرتى نموده در استعطاف و استغفار از سوابق عثرات « 2 » تضرعى هرچه تمامتر نموده معروض حضرت اعلا گردانيدند كه اگر بندگى حضرت سلطنت شعارى - خلد الله تعالى ملكه و سلطانه - شيخ زين الدين خوافى « 3 » - ادام الله تائيده و حرس تمهيده « 4 » -
هامش
[ 1 ] . ت : ندارد .
[ 2 ] . ت : سجستان .
[ 3 ] . ت : كرده بودند .
[ 4 ] . ت : سجستان .
( 1 ) استصلاح : نيكوئى كردن خواستن ، صلاح جستن ، صلاح كار جستن .
( 2 ) عثرات : ج عثره ، خطا ، سهو ( نفيسى ) .
( 3 ) شيخ زين الدين خوافى : در نفحات الانس جامى ( ص 492 ) شرح حال او مفصلا ذكر شده است : مرشد الاسلام و المسلمين زين المله و الدين محمد الخوافى ، سىهزار دانشمند شاگرد او بوده و هيچكس ترك ادبى و خلاف سنتى از وى مشاهده نكرده است ، وفاتش روز يكشنبه دوم شوال سال 838 هجرى رويداد ، اول جسد وى را در قريه مالين و از آنجا به درويشآباد و سپس به جوار عيدگاه هرات انتقال دادند . در مزارات هرات ص 88 اضافه مىكند كه در مذهب سنت و جماعت به طريقهء شيخ شهاب الدين سهروردى بوده و عمر شريفش از هشتاد سال گذشته بود كه به مرض طاعون درگذشت . مزار متبرك او معمور و جمعى آنجا مسكون هستند ، و نيز - حبيب - السير ج / 3 ص 146 و 147 و نيز رياض العارفين ص 82 .
( 4 ) دائم بدارد خداوند تأييد او را و حفظ كند آنچه او ساخته است .