تخطي إلى المحتوى الرئيسي

زبدة التواريخ ( فارسى ) — صفحة 330

مساهمون:

ص٣٣٠
نشنوده باشد ، بشنوانند . امير محمد مشرف و امير على متوجه آن طرف گشتند . چون به استرآباد رسيدند ، امير سيد على در استرآباد توقف نمود و امير محمد [ مشرف ] به سارى رفت و امير مرتضى را نصيحت نمود ، او قبول نكرد [ 1 ] و سخن صلح [ 2 ] ميان ايشان به جائى نرسيد . از سارى مراجعت نموده به استرآباد آمد . امير سيد على در استرآباد استعداد خود كرده بود و بعضى از نوكران امير خضر خواجه و ديگر از مردم سارى [ 3 ] كه در آن اطراف بودند ، با او [ 4 ] اتفاق نموده [ كه ] ناگه‌گيرى « 1 » بر طريق شبيخون به سارى به سر برادر خود رفت و [ او را ] از آنجا بيرون كرد و به موضع خود قرار گرفت و بار ديگر ممالك مازندران به تحت تصرف خود درآورد [ تمت ] .

ذكر آمدن نيكپى شاه از بدخشان و رسيدن ايلچيان از ممالك تقماق به [ تهنيت ] فتح ممالك ماوراء النهر [ 5 ]

امير نيكپى شاه بدخشانى كه در ممالك بدخشان و آن طرف ركنى معول عليه بود ، شاه بهاء الدين ، برادران او را به قتل رسانيده قصد او كرد و او از شاه بهاء الدين گريخته متوجه بساط بوس بندگى حضرت شد . در اين تاريخ كه حضرت سلطنت شعارى از ماوراء النهر به خراسان رسيد ، شرف زمين بوس دريافت و بندگى حضرت او را اعزاز و اكرام فرموده به مواعيد مستظهر گردانيد . و هم در اين ولا ايلچى اميرايكه از طرف خوارزم رسيد و تهنيت فتح ماوراء النهر رسانيد و حضرت سلطنت شعارى دربارهء ايشان تربيت و عنايت فرموده بازگردانيد . و هم در آن ايام نوكران فولاد خان و امير ادكو بهادر و اميرابى [ 6 ] از دشت
هامش
[ 1 ] . ت : ندارد . [ 2 ] . ت : صلاح . [ 3 ] . ت : سپاهى . [ 4 ] . ت : جمله . [ 5 ] . ت : « فتح ماوراء النهر » در حاشيه آمده است . [ 6 ] . م و ل : ابسى . ( 1 ) ناگه‌گيرى : ناگهانى .
زبدة التواريخ ( فارسى ) — صفحة 330 | سيد كمال حاج سيد جوادى / عبدالله ابن لطف الله ( حافظ ابرو )